مجری: امروز به مناسبت ایام شهادت حضرت فاطمه زهرا، درباره رمانی گفتوگو میکنیم که بخشی از زندگی آن حضرت و تحولات جامعه در صدر اسلام را روایت میکند. نویسنده کتاب «به امید دیدار»، خانم شریفرضویان، مهمان ما هستند. ابتدا بفرمایید چرا این عنوان را برای کتاب انتخاب کردید؟
شریفرضویان: تا پایان نوشتن رمان نام مشخصی برای آن انتخاب نکرده بودم. آخرین جمله داستان «به امید دیدار» بود و وقتی آن را نوشتم، احساس کردم بهترین عنوان همین است. شخصیت اصلی کتاب زنی است که در دوره جاهلیت زندگی میکند، ابتدا بتپرست است و در جریان یک سفر بیرونی و درونی با اسلام آشنا میشود. او به حضرت زهرا علاقهمند میشود و پس از شهادت ایشان، با همین عبارت با آن حضرت وداع میکند.
مجری: چه اتفاقی باعث شد نوشتن این رمان را آغاز کنید؟
شریفرضویان: ماجرا از یک غزل کوتاه شروع شد. روز عید غدیر برای امیرالمؤمنین شعری گفتم و در دلم از ایشان صله خواستم. روز بعد، از یک انتشارات با من تماس گرفتند و گفتند قصد دارند رمانهای تاریخی درباره زندگی معصومان منتشر کنند و نوشتن رمانی درباره حضرت زهرا را به من پیشنهاد دادند. برای خودم این همزمانی معنای ویژهای داشت و آن را لطفی میدانستم که مسئولیت بزرگی هم بر دوشم گذاشته بود.
مجری: نوشتن داستانی که به زندگی معصومان مربوط میشود چه دشواریهایی داشت؟
شریفرضویان: رمان تاریخی باید به واقعیتهای تاریخی وفادار باشد. وقتی پای زندگی معصومان در میان است، حساسیت بیشتر میشود. نویسنده نمیتواند گفتاری را که از آن بزرگواران نقل نشده، به آنان نسبت دهد یا احساسات درونیشان را به دلخواه خودش توصیف کند. به همین دلیل، تصمیم گرفتم شخصیت داستانی مستقلی به نام اشواق بسازم؛ زنی که در همسایگی حضرت زهرا زندگی میکند و از راه مشاهده رفتار و شیوه زندگی ایشان دگرگون میشود.
مجری: چرا محور تحول شخصیت داستان را جایگاه زن در جامعه آن روز انتخاب کردید؟
شریفرضویان: وقتی درباره ویژگیهای زندگی حضرت زهرا فکر میکردم، توجه ایشان و پیامبر به شأن و منزلت زن برایم بسیار مهم بود. در داستان، اشواق زنی باهوش است که بهدلیل به دنیا آوردن دختر تحقیر شده و رنج فراوانی دیده است. او با دیدن احترام پیامبر به دخترشان، از جمله برخاستن به احترام حضرت زهرا و گرامی داشتن ایشان، با نگاه دیگری به ارزش زن آشنا میشود. همین برخوردها در شکلگیری تحول او نقش دارند.
مجری: کدام بخش کتاب را بیشتر دوست دارید؟
شریفرضویان: صفحات پایانی را بیشتر دوست دارم؛ جایی که شخصیت داستان با حضرت زهرا وداع میکند. اشواق هنگام شهادت ایشان در مدینه نیست و وقتی خبر را میشنود، از شدت اندوه بیمار میشود. بعد به میان قبیله خودش برمیگردد تا آنچه را شناخته، برای دیگران روایت کند. بخش پایانی برای من صحنه وداع یک دوستدار است.
مجری: آیا هنگام نوشتن کتاب تجربه شخصی ویژهای هم داشتید؟
شریفرضویان: بخش مهمی از نوشتن رمان همزمان با شیوع کرونا بود. من هم بیمار شدم و مدتی حال بسیار بدی داشتم. بزرگترین نگرانیام این بود که نتوانم کتاب نیمهتمام را به پایان برسانم. بهبود پیدا کردم و توانستم نوشتن را ادامه بدهم. خودم این فرصت را لطف خداوند و عنایت حضرت زهرا میدانم.
مجری: مطالعه این رمان را بیشتر به چه کسانی پیشنهاد میکنید؟
شریفرضویان: بهویژه به دختران نوجوان. داستان با زبانی روان نوشته شده و میتواند آنها را با بخشی از تاریخ صدر اسلام و جایگاه زن در تعالیم اسلامی آشنا کند. امیدوارم خواندن کتاب انگیزهای برای مطالعه بیشتر درباره زندگی حضرت زهرا باشد.
مجری: از حضور شما سپاسگزارم. گفتوگو را با عبارتی از پایان کتاب به پایان میبریم: «به امید دیدار، فاطمه جان. به امید دیدار.»