معرفی مقاله و اهمیت آن
زادبر: من یکی دو بار اشاره کردم به یک مقاله مهمی که پیش از جنگ نه اسفند منتشر شد در فضای نشریات غربی و یک نوع گام به گام مراحلی که غربیها به ویژه موساد برای اینکه ایران را به سمت ناآرامی و جنگ ببرند طی کردند. مشخصاً از حتی قبل از هجده و نوزده دیماه، این مقاله را میخواهیم با حضور شما باز کنیم ذیل عنوان جنگ ادراکی؛ یعنی دشمن قبل از اینکه به ایران حمله بکند چه ادراکی ایجاد کرد که مثلاً میخواهد به جمهوری اسلامی حمله کند، نه ایران؛ فقط میخواهد طرفداران جمهوری اسلامی و نظامیها را حذف کند، نه مردم عادی. چگونه حمله به ایران را در ذهن برخی از ایرانیان مشروع کرد؟ بفرمایید از کجا شروع میکنید؟ یک مقدار در مورد خود مقاله و اهمیتش و بعد جزئیتر برویم جلو.
دکتر ابوالحسنی: بسم الله الرحمن الرحیم. ببینید، یک نکته مهمی که در مورد این مقاله وجود دارد این است که وقتی این مقاله منتشر شد، یک رسانه مثل بیبیسی فارسی یک کارشناسی آورد از حدود نیم ساعت به این مقاله پرداخت و برای من کمی عجیب بود که ما در رسانههای فارسیزبان کمتر به این موضوع پرداختیم، در صورتی که موضوع اصلی مقاله آن چیزی بود که در ایران گذشته و آن پدیدههای اجتماعی بود که ما در ایران همان زمان احساس میکردیم و حتی امروز احساس میکنیم. کمی کم به این موضوع پرداخته شد و موضوع همانطور که شما گفتید موضوع بسیار مهمی است: جنگ ادراکی که علیه ملت ایران برقرار است. در این سالها میشود گفت که یکی از طولانیترین و سختترین کمپینهای شکنجه روانی که در تاریخ علیه یک ملت اجرا شده و این واقعاً بینظیر است؛ از نوع تعداد شبکههایی که علیه ایران، ایرانی، ملت، نوع زندگی در ایران تولید محتوای آلوده میکنند و اذهان را تحت فشار قرار میدهند، تا زمانبندیها، تا انواع کارهایی که یا مطالعاتی که برایش انجام میشود، برنامهریزیهایی که میشود. میشود گفت که برنامههای خیلی خاصی است.
اداره عملیات تاثیرگذاری موساد
دکتر ابوالحسنی: اما به طور خاص ما میخواهیم در مورد یک ایدهای صحبت کنیم که ایده آقای داوید بارنیا است؛ کسی که ریاست موساد و این مسئولیت را از سال دو هزار و بیست و یک به عهده گرفته و در سال دو هزار و بیست و شش این را به نفر بعدی تحویل داده. کسی است که به نظر میرسد توانسته ترامپ و نتانیاهو را متقاعد بکند که در مورد سقوط جمهوری اسلامی فکر بکنند و آن ابزاری که فکر میکرد داوید بارنیا در اختیار دارد و با آن ابزار میتواند حکومت را سرنگون بکند، به اذعان خودش یا به اذعان نیروهایی که آنجا بودند، چیزی است که اسمش را میگذارد اداره عملیات تاثیرگذاری. اداره عملیات تاثیرگذاری، یک اداره تاسیس میشود؛ اداره جدیدی در موساد تاسیس میشود و این اداره جدید با اختیارات و با بودجه بسیار زیاد در مورد این فکر میکند که اداره عملیات تاثیرگذاری آن چیزی است که این اجازه را فکر میکند داوید بارنیا به آنها میدهد که روی موضوع سقوط نظام ایران این اداره در چه سالی بوده در موساد؟ دو هزار و بیست و یک، با آمدن داوید بارنیا اتفاق افتاده. یک سری مخالفتها اتفاق میافتد. من باید در مورد مؤلفههایش صحبت کنم.
دکتر ابوالحسنی: داوید بارنیا در مورد خودشان، حالا افرادی که در موساد هستند صحبت میکنند که ملاحظاتی که در موساد وجود داشت یا آن ذهنیتی که وجود داشته، آن مأموریتی که وجود داشت همیشه بر مبنای ترور بود، حذف افراد بود و انجام عملیاتهای مخفی و میخواست داوید بارنیا ایده جدیدی را طرح کند و آن ایده، ایده ماشین تاثیرگذاری، اداره عملیات تاثیرگذاری بود. آن اداره، ادارهای بود که بر مبنای جمعآوری اطلاعات از شبکههای اجتماعی، افکارسنجی انجام میشد و تاثیرگذاری روی افکار عمومی و اینها. یعنی اختصاصاً چنین چیزی را تاسیس کردند برای جامعه ایرانی، ایران و لبنان به طور خاص. آن افسر موساد که در این مقاله اسرائیل هیوم میآید توضیح میدهد، میگوید این ماشین یا این اداره طراحی شد به طور خاص در مورد ایران و لبنان و میتوانم بگویم جای دیگری از این ماشین استفاده نشد.
اولین پروژه: حذف مرحوم رستم قاسمی
دکتر ابوالحسنی: اما یک نکته جالب این مقاله اشاره میکند که اولین پروژهای که این اداره انجام داد، پروژهای بود که برای بیآبرو کردن و حذف شخصیت بسیار تاثیرگذار نظامی و البته دولتی به اسم مرحوم رستم قاسمی بود. این مقاله اشاره میکند که اطلاعاتی که از سال دو هزار و یازده دست موساد بود، به عنوان اولین پروژه در اختیار این اداره عملیات تاثیرگذاری قرار گرفت و از طریق آن شبکهای که در فضای مجازی اینها دارند که در موردش توضیح میدهیم، شروع شد. این اطلاعات منتشر شدند و دو تا کار مهم کرد: یکی اینکه آمد یک فردی مثل رستم قاسمی که بسیار آدم تاثیرگذاری بود از حوزههای مختلف را حذف کرد؛ دوم اینکه اینها همزمانیش با آن پدیدهای که ما داشتیم به اسم حجاب و پدیده مهسا امینی توانست یک بار دیگر آتش را در اجتماعی... یک تصویری از زندگی شخصی آقای قاسمی، مرحوم قاسمی منتشر کردند که خود ایشان از افراد مهم در دور زدن تحریمها بود. دقیقاً این است. یک نظامی اشاره میکند که مستقیماً موساد به عنوان اولین پروژه اداره تاثیرگذاری میگوید ما این کار را کردیم و این شخصیت دارای نفوذ و سابقه نظامی و البته کارکشته و تاثیرگذار را بدون حذف، بدون شلیک حتی یک تیر حذف کردیم و در مورد این صحبت میکنیم.
دکتر ابوالحسنی: یعنی موساد یک بار ترور مستقیم میکند با گلوله افراد را حذف میکند، یک بار ترور شخصی... و خیلی جالب است میگوید ما از طریق عملیات تاثیرگذاری اثبات کردیم که میتوانیم افراد را خیلی ارزانتر از روشهای تروری که در عملیاتهای تروری داشتیم حذف بکنیم، اما تا الان کسی به این روشها فکر نمیکرد و ادعا میکند که ما به عنوان موساد رد پایمان یا امضایمان پای حذف چند تا از مسئولین در نظام جمهوری اسلامی است. البته باید یک نکتهای داشته باشیم، توجه داشته باشیم و کمی جلوتر در مورد اینکه چرا این مقاله نوشته شده و کجای این حرفها را باید ببینیم که برای کاربرد داخلی کدامش برای تاثیرگذاری و افکار... دقیق مقاله چیست؟
عنوان و تاریخ مقاله
زادبر: عنوان دقیق مقاله را من الان برای شما اگر بخواهم بخوانم، عنوان دقیق مقاله اگر اجازه بدهید این است: «افشای شاخه محرمانه موساد: کار ما در ایران تمام نشده، تازه شروع کردیم»؛ اسرائیل هیوم، بیست و هشت می دو هزار و بیست و شش. این عنوان مقاله است.
دکتر ابوالحسنی: خب، حالا نکتهای که وجود دارد این است که در مورد ساختار اداره عملیات تاثیرگذاری میآید برای ما توضیح میدهد، مقاله، و بعد وارد یک مصاحبه با یک شخصیتی میشود که مسئول اداره تاثیرگذاری بوده، اداره عملیات تاثیرگذاری بوده و یک سری نکات از آن میپرسد.
ماشین سم و حسابهای جعلی
دکتر ابوالحسنی: اولین چیزی که توضیح میدهد این است که یکی از ساختارهای مهم در اداره عملیات تاثیرگذاری چیزی است به اسم ماشین سم. ماشین سم یک سامانهای است که در شبکههای اجتماعی به کار گرفته میشود و بر مبنای حسابهای جعلی متکی است. این حسابهای جعلی اطلاعاتی را منتشر میکنند که این اداره عملیات تاثیرگذاری میخواهد آن اطلاعات منتشر بشود. و نکتهای که آن افسر موساد اینجا میگوید، میگوید این ماشین، ماشینی است که هر سیاستمداری آرزو دارد که آن را داشته باشد. پس اولین نکتهای که با آن مواجه میشویم یک چیزی به اسم ماشین سم است که بر مبنای اکانتهای مجازی طراحی شده. مصداق هم میآورد که در این عملیات ماشین سم چه کار کردند.
ارجاع به مطالعات مستقل: سوشال فورنیکس و سیتیزن لب
دکتر ابوالحسنی: ببینید، اگر من بخواهم این را توضیح بدهم که در ماشین سم چه کار کردند، ما باید برگردیم کمی بعدتر در مورد مقالهای که فیگارو منتشر میکند و به چند تا مطالعه مثل مجموعه سوشال فورنیکس یا جاهای دیگر مثل سیتیزن لب اشاره میکند و آنها توضیح میدهند که این ماشین چه شکلی کار میکند. به طور خاص مقالهای که سیتیزن لب که یک گروهی هستند در تورنتو منتشر میکنند، اسمش «پریزن بریک» یعنی فرار از زندان است و در مورد وقایع منجر به حمله به زندان اوین است. شاید در این جلسه ما نتوانیم در موردش با جزئیات صحبت کنیم ولی جزئیات قشنگی وجود دارد. من ارجاع میدهم و من میدانم که بسیاری از مخاطبین هستند که به این حوزهها علاقهمندند. ارجاعها را میدهم و حتی شما ممکن است روی مثلاً پیامرسانهایی که داریم با مردم در ارتباط، این ارجاعات را بگذارید، مردم بروند مطالعه بکنند؛ چه شکلی، کد ساختارها، کدام شبکهها، کدام اکانتها، این اکانتها شکلی کار میکردند. به طور مختصر به اینها میپردازیم ولی بگذارید برویم جلو در مورد اینکه اینها چه کردند.
عملیات غرش شیران و چهار هدف ماشین سم
دکتر ابوالحسنی: نکتهای که وجود دارد این است که ادعای این فردی که به عنوان افسر اینجا دارد صحبت میکند این است که ما اولین کاری که کردیم که میخواستیم نشان بدهیم که این اداره عملیات تاثیرگذاری خیلی میتواند خوب کار کند، برای عملیات غرش شیران بود، یعنی همان جنگ دوازده روزه. و آنجا ما این را طرح کردیم و به رئیسجمهور آمریکا در ویدیو کنفرانس گفتیم که آقا ما از این ماشین که داریم یا این ادارهای که تاسیس کردیم میتوانیم استفاده بکنیم با هدف سقوط حکومت ایران. هرچند اینها بعداً دارند میگویند ما جزو اهدافمان نبود سقوط حکومت ایران، ولی به طور واضح آن حرکتی که داشتند انجام میدادند را با ایده سقوط حکومت ایران به ترامپ فروختند و این اتفاق افتاده.
دکتر ابوالحسنی: نکتهای که وجود دارد این است که ادعایی که اینجا انجام میشود این است که ما یک سلاح نامتعارف داشتیم، سلاح جدید نامتعارف داشتیم و این سلاح را ما فکر میکردیم میتوانیم برای پایان دادن به تقابل ایران و اسرائیل از آن استفاده بکنیم. و ادعایی که یک مقام آگاه اینجا میکند، نه آن افسر، این است که این شبکه، این ماشین سم و این ابزاری که اینها تولید کرده بودند، هدفش این چهار تا گزینه بود: یک، انتشار اطلاعات علیه حکومت ایران؛ برجسته کردن ناکارآمدیها و فسادها؛ تشویق اعتراض؛ و تضعیف اعتماد عمومی به حکومت. این کلیدواژه ماشین سم خودش... جالب است، خودشان میگویند ماشین و میگویند سمپاشی افکار، دیگر. و دقیقاً می... انتشار اطلاعات. خودش ادعا میکند میگوید ادعا میکند که اطلاعاتی که ما داریم منتشر میکنیم عمدتاً اطلاعات نادرست است، کمی درست، و برخی از اینها تنها اطلاعات درستی است که ما افشا میکنیم، ولی بر مبنای تولید بیشمار اطلاعات نادرست است.
نمونه حمله به زندان اوین
دکتر ابوالحسنی: اگر مقاله فیگارو را دوستان که بعداً ارجاعش را میدهم مرور بکنند، شما میبینید که اولین فیلمی که در شبکههای اجتماعی از حمله به زندان اوین منتشر میشود و مردم را ترغیب میکنند برای رفتن به سمت زندان اوین و آزاد کردن زندانی، آن فیلم کاملاً فیک است. و نکته جالب این است که زمانبندی نشان میدهد آن فیلم قبل از اینکه حمله به زندان اتفاق بیفتد تهیه شده بوده و آن حسابهای شبکههای اجتماعی در کاملاً هماهنگ با عملیات نظامی آن را منتشر میکنند. عملیات نظامی اتفاق میافتد و تحریک اتفاق میافتد برای اینکه مردم به سمت زندان اوین بروند و این خیلی نکته مهمی است. توجه داشته باشید این ماشین سم کاملاً همراستا با عملیات نظامی دارد کار انجام میدهد و این چیزی است که چندین بار خودشان به آن تاکید میکنند.
مصاحبه با افسر موساد: اطلاعات آشکار و افکارسنجی
دکتر ابوالحسنی: حالا ما وارد این میشویم که مقاله میرود شروع میکند با آن افسری که به اسم مستعار «او» با اینها صحبت میکند، با او یک مصاحبه بگیرد. او پنجاه و یک ساله است و در واحد هشتاد و دو، دو هزار ارتش اسرائیل کار کرده و البته در کمپینهای انتخاباتی و جمع کردن آرا هم با بسیاری از آدمها در ارتباط است. نکتهای که وجود دارد میگوید ما اولین کاری که نیاز بود بکنیم این بود که بررسی بکنیم روندها و بررسی بکنیم افکار عمومی و روندهای رسانهای که در ایران دارد اتفاق میافتد. و یک نکته مهم میگوید: میگوید بسیاری از اطلاعاتی که ما داشتیم استفاده میکردیم، اطلاعات آشکار بود، لزوماً اطلاعات پنهان نبود. و شاید خیلیها در مورد این فکر میکردند که آیا اطلاعات آشکار هم به درد میخورد یا نه، و بسیاری از این اطلاعات آشکار را از رسانههای عمومی، از شبکههای اجتماعی و البته برای نفوذ به احساسات درونی مردم در اجتماع بر پایه یک سری نظرسنجیهایی که در داخل ایران اتفاق میافتاد، از آنها ما استفاده میکردیم برای اینکه این ماشینمان را راه بیندازیم و همین عملیات سم را انجام بدهیم.
دکتر ابوالحسنی: خیلی مهم است؛ یعنی بعضاً صحبتهایی که ما میکنیم، مصاحبههایی که میکنیم، حرفهایی که نباید بزنیم را دشمن چقدر دقیق برمیدارد، تحلیل میکند و علیه خودمان استفاده میکنیم. یعنی نظرسنجیهایی که در مراکز ما در حوزههای مختلف انجام میشد، از آنها استفاده میکردند.
رصد الگوهای زندگی در شبکههای اجتماعی
دکتر ابوالحسنی: حالا یک نکته مهمتر وجود دارد. آن چیزی که در الگوهایی که در بعد از وقایع یک هزار و چهارصد و یک ما میبینیم این است که به نظر میرسد مهمتر از اینکه حتی به این نظرسنجیهای اینها دسترسی داشته باشند، این است که نوع زندگی مردم در شبکههای اجتماعی و در پیامرسانها مثل واتساپ و تلگرام کاملاً در رصد آنهاست. الگوهای تفریحهای نوجوانان، الگوهای ارتباطی جوانها، الگوهای زندگی، انواع الگوها. بسیار راحت با انواع ماشینها یا ابزارهایی که داشتند در اختیار اینها بودند و نبض اجتماع، به خصوص نبض جوانان که حالا من بعداً در مورد جوانان صحبت میکنم، به دلیل اینکه زندگیها وارد فضای مجازی شده بود، این نبض در دست اینها بود.
دکتر ابوالحسنی: من یک نکته مهم اینجا اشاره کنم؛ این تجربه شخصی من است. چون در دانشگاه، سن من... در آن دوره من خب معاونت دانشگاه را به عهده داشتم. مسئلهای که وجود دارد این است که بعد از کرونا زندگی بچهها وارد شبکههای اجتماعی شده و این شبکههای اجتماعی همه چیز بچهها: درس خواندن بچهها، ارتباطات بچهها، تفریح بچهها، آنجا اتفاق میافتد. و آن کسی که به این اطلاعات دسترسی دارد تقریباً به همه چیز دسترسی دارد. و البته نکته مهمتر، از طریق همان شبکههایی که بچهها ارتباط دارند افراد تحریک میشوند. یک نکته جالب، یک آماری که یکی از دوستانی که کارهای فنی انجام میداد به من گفت: بیش از نود درصد ریاکشنها در غائله زن، زندگی، آزادی که اتفاق افتاد در دانشگاه صنعتی شریف، کانالهایی که کانالهای دانشکدهای بود، بیش از نود درصد ریاکشنها از آیپیهایی خارج از کشور ثبت شده بود. نکته مهمی است، این را در ذهنمان داشته باشیم. شاید یک زمان دیگری این موضوع را... موضوعی که بخوانید.
دستاوردهای علمی و ورزشی ایران در میانه جنگ
زادبر: ما داریم در مورد عملیات سمپاشی دستگاههای امنیتی غربی و موساد صحبت میکنیم، قبل از جنگ و به ویژه پیش از هجده و نوزده دی. اما من یک اشارهای بکنم به یک تصویر، آقای دکتر: کشوری که هفده، هجده ماه در جنگ در عرصههای مختلف قهرمانی داشته؛ المپیادهای علمی هوش مصنوعی، فیزیک، شیمی، دانشآموزها، دانشجوها، تقریباً در دو هفته تیم ملی امید آزاد کشتی آزاد و فرنگی در آمریکا قهرمان شده و آمریکا را هم در آمریکا شکست داده. جالب است، یکی از آن مصادیق ماشین سمپاشی افکار عمومی که اصلاً به انسان ایرانی اجازه نمیدهد یک لحظه احساس آرامش کند این است: بیبیسی اول آمده این را پست کرده و گفته که پس از قهرمانی تیم ملی امید کشتی فرنگی، این یکی هم قهرمان شده، بعد حذفش کرده. یعنی اجازه نمیدهد که انسان ایرانی وسط این جنگ چند لحظه احساس شادی قهرمانی کشور من هم پیروز میشود. یعنی آنقدر هم حاضر نیستند که مردم ما میان این همه هجمه، محاصره دریایی و هوایی و گرانی و موشکهای آمریکایی، با یک پیروزی و یک قهرمانی در دل سختیها شاد باشند.
دکتر ابوالحسنی: یک نکته خیلی مهم است. من شاید یک ذره از این بحثمان خارج شوم ولی قبلاً در مورد ما بحث کردیم. مسئلهای که وجود دارد این است که تو باید به ذهن ایرانی این را القا بکنی که تو دست دومی، تو رعیتی و آن اربابه تو، موفق نمیتوانی بشی، تو انسانیت نداری. آن مثال مشهوری که از فانون زدم که میگفت: سم پیتر یک روزی دم در بهشت ایستاده بود و سه نفر به آن وارد شدند: یک سفیدپوست، یک دورگه و یک سیاهپوست. به سفیدپوسته گفت تو چی میخواهی؟ سفیدپوسته گفت من پول میخواهم. به آن دورگه یا مولاتو گفت تو چی میخواهی؟ آن گفت من شهرت میخواهم. برگشت به سیاهپوسته گفت تو چی میخواهی؟ سیاهپوست یک لبخندی زد گفت من فقط کیف این جنتلمن را خودم آوردم. آن مسئله این است که به انسان استعمارزده جهان سومی القا شده که تو نمیتوانی. و ما داریم این را میشکنیم، این تصویر را. و در ذهن ایرانی این تصویر شکسته شده.
دکتر ابوالحسنی: المپیاد نجوم در سه موضوع... میشود نفر اول. ما نفری را داریم در المپیاد نجوم که من خودم افتخار تدریس به او داشتم، یکی از دانشجویان خیلی خوب المپیاد نجوم که سومین مدالش را گرفت: یک مدال طلا در المپیاد نجوم جهانی، یک مدال طلا در المپیاد فیزیک جهانی و دومین مدال طلا را در نجوم جهانی گرفت. اینها ایرانی هستند. این یکی از این بچههایی که در هوش مصنوعی مقام آورده بود، یکی از نزدیکانش به من میگفت میگفت این المپیاد جهانی هوش مصنوعی هم قبل دوازده روزه داشتیم، هم بعد از این جنگ. میگفت در این شانزده، هفده ماه، سه چهار ماه تقریباً اینترنت قطع بوده، دیگر. یعنی دسترسی به اینترنت هم... کارش هوش مصنوعی است، مگر بدون اینترنت مگر میشود؟ میگفت در لحظات بحرانی، حالا قبل دی، بعد جنگ، این بندهخدا دسترسی به اینترنت هم به آسانی نداشته. با این حال این مملکت افرادی را دارد که پتانسیل را بروند در دنیا مقام بیاورند.
دکتر ابوالحسنی: یک تجربه شخصی به شما بگم: ما زمانی که بمبارانها بود و خب نمیتوانستیم بچهها را در باشگاه دانشپژوهان جمع بکنیم، با خانوادهها هماهنگ کردیم، در پارکینگ یکی از ساختمانها در تهران بچهها را دور هم جمع میکردیم و میرفتیم به آنها فیزیک درس میدادیم برای اینکه آماده بشن برای المپیاد جهانی. ما این کار را کردیم و بچهها با انگیزه میآمدند و اتفاقاً یکی از بهترین عملکردهای المپیاد فیزیک را امسال داشتیم، بعد از سالها. این نکته، نکته جالبی است. سه تا مدال... بله.
فرسایش تصویر حکومت و بلنس فیر
دکتر ابوالحسنی: اگر بحث... ببینید، یک نکتهای که وجود دارد این است که بعد از آن نمونهای که انجام دادند در موضوع مرحوم رستم قاسمی، اینها رفتند اولین عملیاتشان، عملیات جنگ دوازده روزه شد. جنگ دوازده روزه را اینها انجام دادند، اما آن قسمتی که دارد تاثیرگذاری باید کارش را انجام بدهد، آن تصویری بود که از عوامل موساد به صورت محو پخش شد که اینها به لانچرها حمله کرد. اما چه هدفی پشت این وجود داشت که این کار را انجام بدن؟ آن چیزی که خود این آقای «او» اعلام میکند این است که ما میخواستیم یک فرسایش مداوم تصویر حکومت را ایجاد بکنیم، بگیم این حکومت آنقدر هم که ادعا میکند نمیتواند جلوی همه سوراخسمبهها را بگیرد و به همه جا مسلط باشد. و ما میخواستیم این را به ذهن مردم القا بکنیم که نگران نباشید، این حکومت به شدت ناپایدار است.
دکتر ابوالحسنی: یک نکته خیلی مهمی که میخواهم به شما بگویم: بعد از عملیات پیجرها یک مقاله مهم منتشر شد توسط یکی از نویسندههای مشهور، از یک چیزی، یک اصطلاحی رونمایی کرد، یا من اولین بار بود مواجه میشدم با آن، به اسم «بلنس فیر» یا «موازنه ترس». و میگفت مهمترین کاری که عملیات پیجرها انجام داد که یک موازنه ترس را به نفع اسرائیل جابهجا کرد، آنجور بود که مردم در حزبالله فکر میکردند آنقدر اسرائیل نفوذ دارد که این مانع تصمیمگیریشان میشد. و متأسفانه این ماشین سم، این عملیات تاثیرگذاری بعضاً روی اذهان مسئولین و متنفذین در جامعه اثر میکند؛ نخبگان، و نخبگان دانشگاهی و آنها بیش از هر کسی تحت تاثیر قرار میگیرند. به علت مواجهه بیشتر با این شبکههای اجتماعی، آنها بیشتر تحت تاثیر قرار میگیرند و این میشود که دچار خطای محاسباتی میشوند. آن زمانی که باید قوت نیروی ایرانی، قدرت ایرانی را ببینند، نمیبینند و متأسفانه خودشان جزئی از ماشین سم میشوند. همش از... یعنی این عملیات ماشین سم مخاطبش فقط افکار عمومی و مردم نیستند؛ بسیار روی نخبگان تاثیر میگذارد، روی نخبگان، مسئولین و مسئولین و این کار را میکند.
خطای محاسباتی مسئولین
دکتر ابوالحسنی: آن تعبیری که آقا داشتند و امام شهید... خطای محاسباتی مسئولین. ما این خطای محاسباتی مسئولین را بعضاً میبینیم؛ یعنی بعضی اوقات از نتوانستنها، از نداشتنها بیشتر از زبان مسئولین میشنویم و این نگرانکننده است که چرا این اتفاق دارد میافتد. هرچند که من پدیده نفوذ را کاملاً به آن واقف هستم، اما یک نکته مهمی که وجود دارد این است که علاوه بر آن ماشین سمی که اینجا وجود دارد، آقای «او» اشاره میکند که ما علاوه بر آن ماشین سمی که بر مبنای اکانتهای مجازی بود، ما یک سری افراد تاثیرگذار، چهرههای تاثیرگذار شبکههای اجتماعی را با آنها مستقیماً ارتباط گرفتیم و آنها بعضیشان داخل ایران بودند و بعضیشان خارج ایران بودند و آنها قرار بود پیامهایی که ما میگوییم را منتشر بکنند. این نکته، نکته بسیار مهمی است. ما میدانیم که از این ناحیه آسیب خوردیم. و البته نکتهای که وجود دارد: اینفلوئنسرهایی که با هوش مصنوعی ساخته شده بودند، پیامهایی که اینها میدادند را پروموت میکردند، بالا میآوردند، لایک میکردند. و من الان اشاره میکنم به مسئلهای که در فیگارو به آن اشاره میکند و مسئله مهم... میرویم به آن نقطه مهم.
برنامهریزی برای جنگ سوم
دکتر ابوالحسنی: اینها جنگ برای جنگ سوم برنامهریزی میکنند و این ماشین سم وجود دارد و این آقای «او» میگوید ما میدانستیم که با داشتن این ماشین سم در عید، حال یک کمپین نظامی، میتوانیم حکومت ایران را سرنگون بکنیم. جنگ سوم؛ جنگ سوم نه اسفند، جنگ نه اسفند. و اینها شروع میکنند آن بین دوازده روزه و نه اسفند این طراحیهاست، اوجش هم هجده، نوزده دی. و این کار را انجام میدهند. در هجده، نوزده دی ادعا میکنند که ما توانستیم اینقدر تاثیرگذاری بکنیم، پهلوی را پروموت بکنیم که اینجا در موردش صحبت میکنند. آقای «او» میگوید ما تمرکزمان روی جوانان و طرفداران پهلوی بود. البته ادعا میکند که هجده، نوزده دی، نبود جنگ نمیشد.
دلیل انتشار مقاله
دکتر ابوالحسنی: یک نکته جالب وجود دارد، خیلی ادعای مقاله است. یک نکتهای که وجود دارد، من فقط یک چیزی باید میگفتم که الان اینجا: چرا این مقاله منتشر میشود؟ قطعاً این مقاله یک جزئی از دلیل انتشارش که خیلیها میگویند این است که اتهاماتی که به آقای بارنیا وارد بود به خاطر شکست عملیات، رئیس موساد به خاطر شکست عملیات و میگفتند آقا این عملیاتی که این ادعا کرد منجر به سقوط حکومت ایران میشود و ترامپ و نتانیاهو را متقاعد کرد، منجر به سقوط ایران نشد و این شکست بزرگ بود. بعضی میگویند این مقاله نوشته شد تا رفع اتهام بکند از آقای بارنیا، بعضی میگویند این برای این بود که از موساد رفع اتهام کند و موساد را تقویت کند در چهرهای برای بیرونی، شخص بیرونی. و در داخل اسرائیل بعضیها میگویند این دلیلش این است که بیاید یک جوری خودش جزئی از عملیات تاثیرگذاری... مقاله که بیاید روی شخصیتهای فکری داخلی، مسئولین ایرانی یا مردم ایرانی تاثیر بگذارد که آقا موساد بسیار جای قدرتمندی است. و همه جور دلیلی در موردش میشود گفت ولی من تلاش کردم آن نکاتی را بگم که بتوانم با منابع دیگر آن را تایید کنم.
زمانبندی جنگ و رویدادهای داخلی
دکتر ابوالحسنی: یکی از آقایون میگفت که جنگ نه اسفند قرار بود خرداد، خرداد یک هزار و پانصد... یک هزار و پنج شروع بشه. دو تا مسئله باعث شد جلو بیفتد: یکی هجده، نوزده دی، یکی هم از دو تا نه اسفند، شلوغی دانشگاهها. درسته.
زادبر: ببینید، یک نکتهای که وجود دارد این مقاله ادعا میکند که ما قرار بود جنگ را خردادماه شروع بکنیم، ادعایش این است که ما قرار بود این را ماه می هزار و بیست و شش شروع بکنیم و اتفاقی که در تهران و در بازار افتاد در دسامبر دو هزار و بیست و پنج باعث شد که ما این عملیات را جلو بیندازیم. ادعای این مقاله این است یا ادعای آقای «او» این است که ما قصه بازار را در دست نداشتیم و هیچ ارتباطی با آن نداشتیم ولی ما مجبور شدیم که این موضوع را جلو بیندازیم. در مورد آن نکتهای که شما در مورد دو اسفند گفتید، مقالهای که من فکر میکنم در یکی از این جلسات اینجا گفتم و مقاله به قلم آقای... اگر اشتباه نکنم تونی برگمن نیست، یادم رفت، یکی از این چیزهاست، یک آدم بسیار جنگطلب ضد ایرانی است که خیلی مخالف ایران است. و آنجا نکتهای که وجود داشت: حرکتی که در دانشگاهها اتفاق افتاد جهت مشروعیتبخشی به حمله نظامی به ایران بود. ادعا این... یعنی میگفتند آن حرکتی که در مثلاً سطح جامعه اتفاق افتاد هجده، نوزده، آن کاری را نمیکرد که در دانشگاهها اتفاق بیفتد. در دانشگاهها یک جوری میگیم آقا نخبگان و این، مشروعیتبخشی بود برای حمله نظامی به ایران. این دو تا را باید جدا کرد. سایه جنگ را برگرداند.
دکتر ابوالحسنی: سایه جنگ، البته یک نکتهای باید توجه داشته باشیم: اینها تصمیمشان برای اجرای عملیات نظامی گرفته بودند، ماشین سمشان در حال کار بود. علتالعلل جنگ این نبوده اما برای مشروعیتسازی و فضاسازی، حتی در داخل و در بینالمللی، از این بهره بردند. بله، بله. این کاملاً... این ادعایی که خودشان میگویند، چون مثلاً عددی هم که ساختند چهل هزار کشته، مدام ترامپ دارد میگوید، حتی البته بعضی وقتها عدد بالاتر هم گفته. برای اینکه مشروعیت دارد که چرا من به ایران حمله کردم؟ میگوید اینها در دو روز چهل هزار نفر را کشتند و من باید این کار را بکنم. که آن عدد چهل هزار یک جوری، یا عدد هفتاد هزار، یک جوری درست میکنند که آن قرینه تعداد کشتههایی که در مثلاً غزه اتفاق افتاده، قرینه آن که یک جوری آن چیز را مثلاً آن لکه ننگ را پاک بکنند. مسئله، مسئله مهمی است.
کمپین پهلوی و ارتش تاج
دکتر ابوالحسنی: حالا مسئلهای که اینجا وجود دارد این است که ادعایشان این بود که آقا ماشین تاثیرگذاری را داریم، ژنی را امتحان کردیم و کارهای دیگر را داریم میکنیم. حالا بیا یک کمپین نظامی اجرا کنیم، حکومت... این حکومت برمیگردد. ولی یک نکته مهم اینجا وجود دارد. من قبل از اینکه برگردم به حکومت ساقط میشود... حکومت ساقط میشود و سرمایهگذاریشان روی کمپین پهلوی بوده.
دکتر ابوالحسنی: حالا اگر اجازه بدید آن نکتهای که شما گفتید را من برمیگردم به مقاله فیگارو. مقاله فیگارو اسمش این است: «حسابهای جعلی، لایکها و شاه ایران». این مقاله سی ژانویه دو هزار و بیست و شش منتشر شده و موضوعش در مورد جنگ دیجیتال سایه علیه ایران است که این جنگ دیجیتال توسط اسرائیل برگزار میشود و اسمی که میگذارد، اسمش را میگذارد «ارتش تاج»؛ افشای یک عملیات دیجیتال در مقیاس صنعتی. و خیلی جالب در مورد این صحبت میکند. میگوید این اکانت را بررسی میکند که اکانتها چه شخصیتی، چه شاخصههایی داشتند برای اینکه این کار را بکند و مقاله را بتواند خیلی دقیق علمی کند. بر مبنای تحقیقات یک جایی به اسم گروه تحقیقاتی سوشال فورنیکس این را مینویسد. سوشال فورنیکس یعنی مثلاً جرمشناسی شبکههای اجتماعی. که یک آقایی به اسم جف گلدبرگ این مقاله را نوشته و این در مورد پدیدههایی که اینها در شبکههای اجتماعی در مورد کمپین پهلوی دیدند صحبت میکند.
دکتر ابوالحسنی: میگوید ما چهار هزار و هفتصد و شصت و پنج تا حساب کاربری دیدیم که هشتصد و چهل و سه میلیون پست در حمایت رضا پهلوی منتشر کردند. یا حدود یازده هزار حساب کاربری دیگر که حدود یک و هفت میلیارد لایک و البته هشتگ کینگ رضا پهلوی را ترند کرده بودند. و نکته جالب این است که این نوع حرکتی که این نوع اکانتها داشتند انجام میدادند، از روی تعداد پیامی که منتشر میکردند، بازه زمانی که پیام منتشر میکردند و البته نکته مهمی که وجود دارد که این حسابهایی که دائماً اسمهایشان عوض میشد، اسم حسابها عوض میشد، کاملاً با الگوهای اکانتها یا حسابهای کاملاً فیک منطبق بود. ولی نکته جالبی که وجود دارد میگوید اینها کاری که داشتند انجام میدادند، روش اصطلاحاً میگوید «تکرار بیپایان» بود. تکرار بیپایان. حجم پیام را آنقدر میبرد بالا که در عمق قابل مشاهده باشند. تعداد پیام بالایی که هی بازتولید میشود، تکرار میشود. اینها ربات بودند، ربات بودند. بسیاری از این حسابها حسابهای رباتاند که ما در مورد اینها اصلاً لیست میکنیم.
زادبر: خب، اینایی که هجده و نوزده دی آمدند در خیابان که ربات نبودند.
دکتر ابوالحسنی: یک نکتهای وجود دارد اینجا: ما در مورد تاثیرگذاری روی افکار داریم صحبت میکنیم، نه آن... فرقی گیمها ساختن. ظاهراً این... اینقدر این هجمهها... رضا پهلوی خودش قبل آن ماجرا هنوز زده... آمد جمع شده... یکصد و پنجاه هزار نیروی نظامی از بدنه جدا شدند... بله، دروغها را بشه لیست کرد فراوان است.
دکتر ابوالحسنی: خب، این نکته جالبی است. من یک اشارهای میکنم، آن بینندگانی که دوست دارند برن این مقالهای که... منتشر کرده، مال دانشگاه تورنتو، یک جایی به مجموعه مثل سیتیزن لب منتشر کرده و در مورد اکانتی که اصلاً تصاویر فیک ایجاد میکردند، حتی شعارهای فیک، تصاویر... من یک نکتهای فقط بگم، یک چیز خیلی جالبی است که میگوید یکی از نشانههای بارز این شبکه، حسابهایی که داشتند برای پهلوی کار میکردند، آن استفاده از ایموجی تاج بود. و میگوید اینقدر این... و این حمایت مصنوعی یا مردمنمایی ایجاد میکرد یا با یک روشی آن اکانت خودشان را مردم عادی جلوه میدادند. ولی نکته جالب این که میگوید این حجم فعالیتها اینقدر بالا بود که در بعضی از گزارشها مردم به رضا پهلوی اصطلاح یا لقب «شاه رباتها» را داده بودند. یعنی در گزارشهای تخصصی، رضا پهلوی به خاطر این مجموعه حسابهایی که داشت برایش کار میکرد، تبدیل شد به شاه رباتها.
زادبر: خیلی خوب، پادشاهی یک جا را به دست آورد دیگر، شاه رباتها هست.
دانشگاه فردوسی و مارپیچ سکوت
زادبر: این تصویر دانشگاه فردوسی را یک بار دیگر هم دیدیم. به ما آقای دکتر، ما در مورد دانشگاه... هر بار که شما می... اختصاصی ما در مورد دانشگاه زیاد صحبت میکنیم. یک تصویری منتشر شد، بعضیها در همان عملیات سم، ماشین سم، دانشگاه را از دست رفته میدانند، در حالی که به شدت من معتقدم دانشگاه چون ضد دشمن عمل کرده، سیم دانشگاه و مرکز علمی ما را بمباران کردند. دانشگاه قدرت ایجاد... این تصویر خیلی زیباست: دانشجویان دانشگاه فردوسی فارغالتحصیل شدند و با افتخار عکس مردی را در دست دارند که پای ایده ایران ایستاد.
دکتر ابوالحسنی: یک نکته خیلی مهم را بگم، به بحثمان مربوط است. ببین، آن چیزی که اتفاق میافتد یک مارپیچ سکوت است که با مردمنمایی یا درشتنمایی طرفداران مثلاً فلان تفکر ایجاد شده و مردم به طور طبیعی و دانشجویان یا نخبگان میروند در حالت لاک دفاعی و یک حالت محافظهکاری. این مارپیچ سکوت باید شکسته بشود. انسانهای واقعی در مقابل این رباتها باید قد علم بکنند و واقعیت خودشان را نشان بدهند. من آن دفعه در مورد این صحبت کردم: در دانشگاه صنعتی شریف تصویر واقعی سیصد یا چهارصد نفر بودند اما آن چیزی که از دانشگاه صنعتی شریف مخابره شد شاید نشان میداد که همه دانشگاه مخالف هستند.
زادبر: ما به خیلی از بحثها نرسیدیم ولی من به نظرم شاید مخاطب الان با خودش فکر کند که عجب حمله جدی بر افکار عمومی ایران هست. یعنی اگر بخواهیم بیشتر وصل کنیم و اینکه امام شهید راهحل این ماجرا را گفته بود: جهاد تبیین. یعنی او هر چقدر میآید سمپاشی میکند، یک جایی ایشان گفت که جهاد تبیین فوریت دارد. ما اگر در جهاد تبیین فوریت را رها میکردیم، اذهان اینجوری تسخیر نمیشد.
دکتر ابوالحسنی: نکتهای که میگید خیلی نکته مهمی است ولی من یک چیزی را میخواهم بگم، نمیخواهم رفع مسئولیت کنم، اما یادتان باشه ما الان در مقیاس جهانی و در مقیاس کشورمان با یک گذاری مواجهیم. این گذار فقط گذار تغییر رهبری، جانشینی رهبری، گذار ایران پس از جنگ نیست. یک گذار در مقیاس بزرگ دارد در ایران اتفاق میافتد. ایران دارد در یک تراز جدید ظهور میکند. این همان چیزی است که ترامپ هی در مورد ایران، ایران امپایر صحبت میکند. امپراتوری ایران، امپراتوری ایران، این دارد تحقق پیدا میکند. این پدیده، پدیده نوظهوری است. ما باید در موردش فکر کنیم، بتوانیم هم از نظر روحی هم از نظر فکری آماده بشیم و در مورد این اگر صحبت نکنیم، آن موقع تبیین هم نمیتوانیم بکنیم. پدیدههایی که اطرافمان دارد اتفاق میافتد، من خیلی خوشحال میشوم که حالا گفتگوهای دیگر در این زمینه...
زادبر: بله، من خودم لذت بردم، امیدوارم مردم هم استفاده کرده باشند. عرض کردم خیلی از بخشها را میشود در آینده ادامه داد. خیلی ممنون از شما. از شما مردم عزیز هم که پای ایران و اسلام ایستادید سپاسگزاریم. خدانگهدار.