دکتر محمود گلابچی در ۳۰ مردادماه ۱۳۳۶ در مشهد به دنیا آمد. تحصیلات متوسطه و مقدماتی را در همین شهر گذراند. در سال ۱۳۵۴ در رشته مهندسی عمران دانشگاه تهران پذیرفته شد و به تهران آمد. در سال ۱۳۵۹ مقطع کارشناسی و در سال ۱۳۶۲ کارشناسی ارشد مهندسی عمران دانشگاه تهران را با رتبه اول به پایان برد و در همین سال عضو هیئت علمی دانشگاه تهران شد.
در سال ۱۳۷۵ در رشته سازه و فناوری دانشگاه لیدز انگلستان موفق به اخذ مدرک دکتری با درجه فوقعالی شد. پس از آن در سال ۱۳۷۶ از همین دانشگاه، فوق دکتری سیستمهای ساختمانی را کسب کرد و آنگاه به ایران بازگشت و فعالیتهای آموزشی و پژوهشی را دنبال نمود.
در سال ۱۳۸۰ به مرتبه استادی (استاد تمامی) ارتقا یافت. از ایشان بیش از ۸۰ عنوان کتاب تخصصی در حوزههای معماری، فناوری ساختمان و مدیریت ساخت، و بیش از ۲۲۰ مقاله علمی و پژوهشی در مجلات داخلی و بینالمللی منتشر شده است.
ایشان علاوه بر تأسیس مؤسسه آموزش عالی معماری و هنر پارس، در سالهای مختلف بهعنوان استاد نمونه دانشگاه تهران و پژوهشگر برجسته کشور از سوی وزارت علوم انتخاب شده است.
از دیگر فعالیتهای او میتوان به موارد زیر اشاره کرد:
- بنیانگذار کرسی رشتههای تکنولوژی معماری، مدیریت پروژه ساخت، معماری دیجیتال، معماری بایونیک، معماری انرژی و معماری نور در مقاطع مختلف تحصیلات تکمیلی
- دارنده ۱۸ عنوان «کتاب سال جمهوری اسلامی ایران»
- دارنده کرسی یونسکو در معماری اسلامی
- مشاور عالی طرح توسعه حرم حضرت رضا (علیهالسلام)
- عضو هیئت امنا و هیئت مدیره باشگاه صاحبنظران انرژی ایران
- رئیس شورای ساختمان سبز ایران در مجموعه بنیاد جهانی انرژی
- مشاور عالی سازمانهای تخصصی ملی و بینالمللی در زمینه معماری و مهندسی
- عضو شورای تدوین مقررات ملی ساختمان
- رئیس شورای فناوریهای نوین ساختمان
- عضو هیئت امنای انجمن مفاخر معماری ایران
- بنیانگذار و رئیس هیئت مدیره انجمن علمی مدلسازی اطلاعات ساختمان (BIM)
- سردبیر مجله بینالمللی JGET
- استاد تمام رتبه ۷۰ دانشگاه و چهره ماندگار معماری و ساختمان: دکتر محمود گلابچی.
داریوش ارجمند؛ مجری:
سلام عرض میکنم آقای دکتر.
دکتر محمود گلابچی:
به نام خدا. من هم سلام عرض میکنم خدمت جنابعالی، همه همکاران عزیز شما در برنامه بسیار خوب «طلوع ماه» و همه بینندگان عزیز شبکه یک. برای شما و همه این عزیزان آرزوی سلامتی و موفقیت دارم.
مجری:
بسیار متشکرم آقای دکتر. عرض کنم خدمتتان که تخصص شما در معماری، شهرسازی و مباحث مرتبط است؛ من میخواهم اولین سؤالم را با یک سؤال بنیادین شروع کنم تا از این مدخل بتوانیم وارد بحثهایی بشویم که شما در آن تحصیلات و پژوهشهای فراوانی داشتهاید. آقای دکتر، معماری چیست؟
دکتر محمود گلابچی:
معماری، «ظرف زندگی» است. ما در معماری برای انسانها، برای دههها سال تعیین میکنیم که چگونه در یک خانه زندگی کنند، چگونه در یک مدرسه درس بخوانند، چگونه در یک دانشگاه تحصیل کنند و چگونه در فضای کارشان به فعالیتهایشان مشغول باشند.
به همین جهت، معماری آمیزهای است از هنر، علوم انسانی و مهندسی. ما در معماری باید انسان را بشناسیم؛ کیفیت زندگی او، نیازهای او و باورهای او را بشناسیم تا برای او ظرف زندگی را به درستی طراحی کنیم. به همین جهت در معماری هم باید علوم انسانی را بدانیم، هم طراحی و هنر را، و هم مهندسی را؛ برای اینکه ساختمانهایی که میسازیم، پایدار و ایمن باشند.
مجری:
بسیار عالی، بسیار عالی. خب، اهمیت معماری — این که شما فرمودید — از دیدگاه یک متخصص و فرهیخته این رشته بود؛ اهمیت معماری و سازه در نگاه بشر (در طول تاریخ) چه بوده است؟
دکتر محمود گلابچی:
ببینید، معماری که منجر به ساخت شهرها میشود، «لباس فرهنگ و تمدن» کشورها، سرزمینها و ملتهای مختلف است. ما الان از روی شهرها و از روی معماری دورههای مختلف تاریخی متوجه میشویم که یک سرزمین چه ویژگیهایی داشته، چه باورهایی داشته، چه فناوریهایی داشته و چگونه زندگی میکردهاند. معماری یکی از مهمترین مسائلی است که با متن جامعه، با انسانها، کیفیت زندگی آنها و ویژگیهای آن جامعه و سرزمین کاملاً در ارتباط است.
مجری:
پس من میخواهم بگویم که معماری یعنی شناسنامه هر قوم و هر ملتی؛ سیمای فرهنگ و شناسنامه آن است. به معماریاش نگاه کنی میفهمی اینها کیستند.
دکتر محمود گلابچی:
دقیقاً همینطور است.
مجری:
بسیار عالی. خب، حالا نگاه مردم ایران به معماری در طول تاریخ چگونه بوده است؟ به خصوص در فلات ایران.
دکتر محمود گلابچی:
خب، ما یک تاریخ پرشکوه و پرافتخار در معماری سرزمین خودمان داریم. اگر ما بیش از ۲۵۰۰ سال قبل، مجموعه تخت جمشید (پارسه/پرسپولیس) را داشتیم، در دنیا چنین تمدن، چنین بناها و چنین معماری واقعاً بینظیر بوده است. هنوز هم بخشی از آثار ما در تخت جمشید، چغازنبیل و حتی در دورههای بعد در طاق کسری، موجب شگفتی جهان امروز است که ما چگونه چنین معماری برجسته و فاخری را در کشور خودمان داشتهایم.
طاق کسری کاخ تابستانی پادشاهان ساسانی بود، اما بیش از ۱۵ قرن است آن قوسی که به ارتفاع ۲۸ متر، دهانه ۲۶ متر و عمق ۵۱ متر ساخته شده، همچنان باقی است و همچنان پایدار مانده است. آن دقت، هوشمندی و فرهیختگی معماران ما و سازندگان بناها در کشور ما بوده که اینگونه معماری، بخشی از هویت سرزمین ما و نشانی از افتخار کشور، جامعه و ملت ما شده است.
مجری:
خب، از قوس این ساختمان برای ما گفتید؛ ولی جلوتر که ما میآییم دیگر از این خبری نیست و یکجورهایی تخت میشود. در همین تخت جمشیدی که فرمودید بله، دیگر قوسی وجود ندارد. چه دلیلی دارد؟ چه نگاهی تغییر کرده که اینجوری شده است؟
دکتر محمود گلابچی:
در تخت جمشید ما از معماری با سنگ استفاده کردیم. سقفها به صورت افقی بین پایهها قرار گرفتهاند، ولی پایهها فاصلهشان زیاد نیست؛ تا حدی که سنگ بتواند روی آن پایهها قرار بگیرد. مثلاً در کاخ داریوش ابعاد محدود بود. در آپادانا فاصله ستونها زیاد است، ولی آنجا سقف چوبی بوده که متأسفانه بعداً در آتشسوزی از بین رفته است.
در دورههای بعدی تاریخ، قوسها و گنبدها مبنای شکلگیری بناهای بلند و بناهای با دهانه زیاد بودند. در طاق کسری که اشاره فرمودید، ما یک شاهکار واقعی میبینیم. قوسی که ما در طاق کسری (ایوان مداین) داریم — که در زبان فارسی دری به آن «شلجمی» میگفتند — امروز ما در محاسبات پیچیده سازهای ثابت میکنیم که بهترین فرم قوس برای چنین شرایطی، «قوس سهمی درجه دو» است! و این را ما ۱۵۰۰ سال قبل در معماری سرزمین خودمان میبینیم.
من در خیلی از کنفرانسهای بینالمللی دنیا که به عنوان کلیددار/سخنران اصلی (Keynote Speaker) دعوت میشوم، در مورد طاق کسری با تحلیلهای دقیق سازهای صحبت میکنم و به آنها نشان میدهم که چگونه معماری سرزمین ما اینقدر هوشمندانه و دقیق، چنین بنای عظیمی را طراحی کرده و بعد از ۱۵ قرن همچنان با وجود همه زلزلهها و حوادث طبیعی باقی مانده است.
البته شما بهتر میدانید که ایوان مداین برای خاقانی آیینه عبرت بود؛ آنجا که این شعر را گفت:
هان ای دل عبرتبین از دیده نظر کن هان / ایوان مداین را آیینه عبرت دان
یکره ز لب دجله منزل به مداین کن / وز دیده دوم دجله بر خاک مداین ران...
اشعاری که او دارد بینظیر است. میخواهم بگویم برای خاقانی آیینه عبرت بود — به خصوص آنجا که گفت «کمتر کو برخوان...» — اما این بنا برای معماری ما و برای مهندسی ما، یک نشان افتخار، عظمت، شکوه و نشان فرهیختگی است.
مجری:
خب، حالا میخواهم بگویم زیباشناسی و کاربردش در معماری، و رابطه هنرها با معماری و صنعت ساختمان چه چسبندگیای دارند؟ از کجا میآید اینها؟ این ذهن ایرانی چجوری هنر و زیباشناسی را وارد بنا کرد؟
دکتر محمود گلابچی:
همانطور که عرض کردم، معماری آمیزهای است از هنر، علوم انسانی و مهندسی. بنابراین ما در معماری وقتی طراحی انجام میدهیم، آن خلاقیت و آن نوآوری تمدنی ما کاملاً در آثارمان مشهود است.
اگر شما به آثار مثلاً دوره صفوی — که یکی از دورههایی است که معماری و هنر ما در یک اوج و در یک موقعیت بسیار خوب قرار گرفت — ملاحظه کنید، در جایجای آثار معماری ما هنر را میبینید. وقتی عالیقاپو ساخته میشود، وقتی مسجد امام اصفهان ساخته میشود، وقتی مسجد شیخلطفالله ساخته میشود یا مدرسه چهارباغ ساخته میشود، در جزبهجز آن شما هنر را میبینید.
من در مقایسه هنر ما در معماری، گاهی مقایسه میکنم گلدستههای مساجد و مشاهد مشرفه در ایران را با گلدستههایی که ما در استانبول داریم...
با سلام. مطابق درخواستی که داشتید، بخش بعدی متن پیادهسازیشده برنامه تلویزیونی «طلوع ماه» (با موضوع بررسی معماری ایرانی-اسلامی، گلدستهها، حکمت معماران گذشته و ارتقای دانش فنی) به صورت روان، معیار و بدون حذف محتوا ویراستاری شد و گویندگان آن تفکیک گردیدند.
دکتر محمود گلابچی:
...گلدستههایی که در دوران تمدن عثمانی ساخته شد — معمار نامداری به نام «معمار سنان» در ایاصوفیه و مسجد آبی (بلو مسک) گلدستههای عظیمی ساخت — که امروز ما به شهر استانبول «The City of Minarets» (شهر منارهها) میگوییم، چون در خط آسمان استانبول منارههای بسياری است. اما منارههایی که در استانبول هست، چند استوانه روی هم است که با یک مخروط تمام میشود؛ یک معماری که در مقایسه با آنچه ما در ایران در آثار خودمان داریم، اصلاً قابل مقایسه نیست.
ما در یک گلدسته در ایران، انواع مقرنس، خطاطی، انواع هنرها و تزیینات را در اوج زیبایی و شکوه میبینیم: کتیبه لاجورد، خطوط قرآنی، و بعد آن تذهیب، آن مقرنس و آن معقلی. اصلاً وقتی اساتیدی که از دانشگاههای دیگر دنیا میآیند، نزد من معماری خودمان و هنر در معماری ایران را مقایسه میکنند با هنری که در معماری آنها هست، واقعاً به شگفتی میآیند.
اصلاً همین کلمه «گلدسته» یعنی چه؟ گلدسته یعنی یک دسته گل دیگر!
مجری:
بله! خب این بنا... مگر الان شما میروید گلفروشی گل میخرید، چگونه برایتان بستهبندی میکند؟ بله، به همین ترتیب! بخواهید چند تا گل را کنار هم بگذارید چه اتفاقی میافتد؟ پایینش یک استوانه است و بالایش یک افشانه گل دیگر! و گلدستههای ما هم همین است. ضمن اینکه زیباشناسی، پیشینه تاریخی و ذوق ایرانی هست، یک اصل اعتقادی هم در آن وجود دارد: «کتاباللهِ» کشیده شده به آسمان!
دکتر محمود گلابچی:
بله! من استاد اضافه کنم به فرمایشات شما که گلدسته در معماری ما سه عملکرد واقعاً بینظیر دارد:
۱. مناره: جایی است که نور (یعنی آتش) روشن میکردند در آن بالا، تا کاروانها و مردمی که به شهر نزدیک میشوند، مرکز شهر را پیدا کنند. به همین جهت مناره (محل نور) است.
۲. مأذنه: جایی است که از آنجا در اوقات نماز، اذان میگفتند تا جامعه و شهر باخبر بشوند از وقت نماز.
۳. گلدسته: که شما به زیبایی توصیف کردید.
هم مناره است، هم مأذنه است و هم گلدسته. اما به لحاظ مهندسی، نیروی وزن منارهها باعث میشود آن قوسهایی که دو طرف این قرار دارند، به طرفین حرکت نکنند؛ چون ما در قوسها و گنبدها با خطری به نام «رانش قوس» مواجهیم؛ قوس به سمت طرفین تمایل به باز شدن دارد. نیروی عظیم مناره به صورت یک نیروی عمودی، با آن نیروی افقی یک منتجه و برآیندی میدهد که در پایه نسبتاً کوچک آن جلوخان یا ایوان کاملاً قرار میگیرد و پایدار میماند.
در معماری مغربزمین، پشتبندهای ذوزنقهای بسیار حجیمی را ملاحظه میکنید که پشت قوسها قرار میدهند تا قوسها به سمت بیرون حرکت نکنند؛ ولی ما در ایران با مأذنه، مناره و گلدسته، نه تنها به لحاظ معماری و هنر اوج توان سرزمینمان را نشان دادیم، بلکه به لحاظ سازهای و پایداری، یک اقدام بسیار مؤثر برای جلوگیری از رانش قوس انجام دادیم و این کار را با محاسبات ریاضی انجام دادیم.
مجری:
بله، یعنی اینجا ریاضیات خیلی حرفها دارد!
دکتر محمود گلابچی:
بله، در همین مناره، در گنبد و در این قوسها.
مجری:
خیلی ممنونم از شما. من میخواهم ببینم این اعتقادات ما در کجاهای این معماری تاثیر گذاشته است؟
دکتر محمود گلابچی:
ببینید، وقتی نگاه ما به معماری، هویت و اصالت انسان است، همهچیز را بر اساس نیازهای او تنظیم میکنیم، نه بر اساس تجملات یا مکاتب و افکار و اندیشههای دیگر. به همین جهت شما به خانههای گذشته نگاه کنید و مراجعه کنید؛ چقدر فضای مطلوب برای زندگی در آن بود!
از آن دم در خانه که گاهی سکویی بود تا آن راهگذر و عابر پیاده که خسته از گرما است آنجا بنشیند؛ تا آن نحوه کوبیدن در که مجزا بود برای آقایان و خانمها؛ تا فضای آن هشتی و فضای ورودی که یک فضای تقسیم بود برای مهمانی که به خانه میآید یا اهالی خانه که آنجا میآیند. باید یک فضای بیرونی و یک فضای اندرونی تعریف میشد که اهل خانه در امنیت و آرامش باشند و آن اشراف و آن حریم به خوبی رعایت بشود.
به دلیل اینکه نگاه به انسان، نیازهای او و کیفیت زندگی او بود، معماری آنگونه شکل میگرفت که انسان در آن فضا احساس آرامش کند. ما در فرهنگمان به خانه و منزل میگوییم «مسکن»؛ یعنی جای سکونت، جای آرامش، جایی که ما به یک سکون میرسیم. و این در معماری ما وجود داشت و هر زمان که به این اصل توجه کردیم، یک معماری مناسب و یک معماری فاخر خلق شد.
مجری:
بسیار ممنونم، قربان شما. حالا سؤال بعدی من «ارتقای دانش فنی» است. این دانش فنی را ما از کجا آوردیم و وارد معماری کردیم؟
(وقفه کوتاه)
مجری:
آقای دکتر، ببخشید؛ من فکر میکنم معماری ما با علم ما ممزوج است. حالا میخواهم بدانم دانش فنی ما چقدر تاثیر داشته در معماریمان؟ برای اینکه ساختمانهایی را ما میبینیم در اصفهان، در یزد و در کاشان که جز با یک شاقول اینها واقعاً درست نشدهاند! ماشین حساب و کامپیوتر نبوده آنجا؛ در دو طرف دو باغ، دو تا ساختمان قرینه است که من رفتم دیدم — در تعمیرات هم بودم — وقتی نگاه میکنید مو نمیزند اینها! یعنی اگر از این دوربینهای مهندسی بگذارید میبینید، ولی اینها با چشم غیرمسلح و بدون ابزار پیشرفته امروزی این کار را کردند. چجوری این کار را کردند؟ این ارتقای دانش فنی چجوری تاثیر گذاشت روی معماری ما؟
دکتر محمود گلابچی:
مبنای معماری، ریاضیات، مثلثات و هندسه است. از آنجایی که معماران ما انسانهای حکیم و فرزانهای بودند...
مجری:
خیلی کلمه خوبی به کار بردید!
دکتر محمود گلابچی:
...قبل از اینکه معماری را آغاز کنند، دانشی را کسب میکردند. این دانش شامل مثلثات، هندسه و ریاضیات بود که میتوانستند چنین دقیق بناها را پیاده کنند و ویژگیها و ابعاد آن را به خوبی شکل دهند.
اما بحث «حکیم بودن» معماران را که اشاره کردم؛ در تاریخ معماری ایران به معماران «مِهرازان» میگفتند. «مهر» به معنی خورشید و خداوند است؛ اینها دوستدار خداوند بودند. اینها انسانهای فرزانهای بودند که مردم اگر سؤالی داشتند به آنها مراجعه میکردند، اگر مشورتی میخواستند از آنها میپرسیدند، و اگر سفر میرفتند امانتی داشتند به آنها میسپردند؛ چون انسانهای دانشمند و فرهیختهای بودند که دروس و مبانی را در مسیر معماری آموخته بودند و میتوانستند چنین بناهای فاخری را طراحی و اجرا کنند.
امروز ما متأسفانه اسامی بسیاری از مهرازان خودمان را در طول تاریخ نداریم؛ چون یک فروتنی و خضوع نزد آنها باعث شده بود که نامشان را در همه آثار ثبت نکنند. در مغربزمین، روی سنگِ کلیدِ قوس، نام طراح، سال ساخت و نام سازنده گفته میشود؛ ولی در ایران این اقدام نبود.
من در یک تلاش بسیار زیاد که سالهای قبل در کتابی به نام «فنشناسی معماری ایران» انجام دادم، سعی کردم از تمام کتابهای تاریخی — تاریخ بیهقی، تاریخ بلعمی، تاریخ طبری، تاریخ وصاف، سفرنامهها و... — حتیالامکان نام مهرازان (معماران) بناهای ایران را پیدا کنم. به نام حدود ۱۲۰ معمار از بناهای کشور موفق شدم دست یابم؛ که بدانم مثلاً مسجد امام اصفهان را چه کسی طراحی و ساختش را انجام داده، مسجد شیخلطفالله را چه کسی، برجهای خرقان را چه کسی، مدرسه چهارباغ اصفهان طراحی چه کسی است یا عمارت چهلستون را چه کسی طراحی کرده تا دوران معاصر.
معماران در طول تاریخ انسانهای شایستهای بودند و در جامعه ما منزلت، جایگاه و شان خاصی داشتند.
مجری:
این حکمتی که شما گفتید در معماران گذشته ما بود، و فروتنیای که در معماری ما هست، در رنگ هم هست. آن روزی که دیگر شنگرف و رنگ و اینها را زدند و آجر فقط شد تزیین بنا، یعنی دیگر رنگ را از آن برداشتند؛ چون رنگ را یکجور ریا میدانستند.
دکتر محمود گلابچی:
بله، به هر حال مهم است که معمارهای گذشته ما بدون ابزار فنی پیشرفته امروز، کارهایی کردند که معماران امروز با ابزار فنیشان قادر به انجام آن نیستند.
من در کنفرانسهای بینالمللی در جهان، در مورد معماری ایران سخنرانی زیاد دارم و وقتی از ویژگیهای معماری این سرزمین میگویم، واقعاً به شگفتی میآیند و این نشان شکوه و افتخار این کشور است.
معماران ما معتقد بودند که ذات حق سبحانه و تعالی، یگانه معمار هستی است و خودشان را در مسیری قرار میدادند که بتوانند کاری انجام دهند که شایسته انسانهایی باشد که خلیفه خداوند در زمینند. حتی در نقش کاشی، از گلها و عناصری که استفاده میکردند، با ذات سبحانه و تعالی رقابت نمیکردند؛ از گلها، برگها و عناصری استفاده میکردند که نوعی خلاقیت و هنر در آن هست، اما هیچگاه نمیخواستند در مقابل خلقت ذات حق قرار بگیرند. این نشان همان اعتقاد و فرزانگی معماران و هنرمندان ما در طول تاریخ بود.
من معتقدم که به هر حال ما یک روزگاری را در بهشت سر کردیم و بعد از بهشت رانده شدیم. این کاشیها، این معماریها و این نقشها به نظر من خاطرات بهشت در ذهن این انسانهای فرهیخته است؛ آنهایی که باور داشتند به آسمان، به خداوند و به بهشت. خاطرات آنهاست که این نقشهای اسلیمی عجیب را میزنند در کاشی، در گلدستهها و در گنبدها. آن وحدتی که در طرحهای گنبد هست و به یک تکثر میرسد... خیلی معماری ما معماری اعتقادی است.
چیزهایی که امروز... حالا میرسیم و من سؤال خواهم داشت در این زمینه؛ و اینکه آموزش معماری در ایران چگونه است، چون شما استادی هم کردید در معماری و استاد دانشگاه هستید، استاد رتبه ۷۰ بزرگ...
مجری:
آموزش معماری ما در ایران چی بوده و تاثیر دانشگاههای ما بر معماری ما چگونه بوده است؟ آیا تاثیر داشته؟
دکتر محمود گلابچی:
بله، من در مورد فرمایش قبلی شما این جمله را هم اضافه کنم؛ معمار ما وقتی در قرآن میخواند: «سُبْحَانَ الَّذِی أَتْقَنَ کُلَّ شَیْءٍ» — اینکه خداوند هر امری را در متقنترین و دقیقترین شکل خودش خلق کرده و هر چیز در جای خودش است — این درسی بود برای معمار ما.
اما در مورد آموزش که فرمودید؛ در گذشته معماری ما سینه به سینه و با نظام استاد-شاگردی انجام میشد. شاگرد سالها در کنار استاد میماند و از او میآموخت، آن فنون را یاد میگرفت و خودش آن را به نسل بعد منتقل میکرد.
در دوران جدید که ما آموزش عالی را در کشور به صورت دانشگاهی ایجاد کردیم، روند آموزش تغییر کرد. بر اساس نظامی که امروز در مغربزمین هست (نظام واحدی و درسهایی که دانشجویان در سالهای مختلف تحصیل میگذرانند)، درسهای متعددی در رشته معماری پیشنهاد شد. اگرچه پیشبینی شده که این درسها جامع همه آن دانش و یافتههایی باشد که دانشجوی معماری به آن نیاز دارد، اما نیاز به کار عملی و تجربی هم هست تا آن دانشجوی معماری ما در عمل هم بتواند این تجربه را به کار بگیرد و برای آن کار کاملاً آموخته و متبحر باشد.
اما چون فرمودید دانشگاههای ما بر معماری نقش داشتند؛ خب ما در طول قرن گذشته (در طول قرن بیستم) در غرب مکاتب معماری بسیاری داشتیم؛ از «آرت دکو» شروع شد تا «آرت نوو»، از «مدرنیسم» تا «پستمدرنیسم»، «دیکانستراکشن» و... اینها به معماری ما هم آمد و به نحوی باعث شد بخشی از آن هویت معماری ما تحت تاثیر مکاتبی که در سرزمینهای دیگر شکل گرفت به وجود بیاید؛ و ما در زمانهایی از آن هویت، اصالت و ویژگیها متأسفانه به این ترتیب فاصله گرفتیم. دانشگاههای ما وظیفه بزرگی دارند در حفظ و حراست از این شناسنامه.
مجری:
اول صحبتهایم گفتم معماری شناسنامه هر سرزمینی است. من پاریس درس خواندم و معماری آنجا را دیدم؛ یعنی واقعاً اگر چشم من را ببندند و دور کره زمین بچرخانند و بعد تو پاریس پیادهام کنند و نگویند اینجا کجاست، میگویم اینجا پاریس است! برای اینکه سوای معماری، دو تا بو هست که به من میگوید اینجا پاریس است: یکی بوی لاواندر (اسطوخودوس) و یکی بوی قهوه! توجه میکنید؟
میخواهم بگویم معمار امروزی حتی در شهرستانهای ما باید به اینها توجه داشته باشد. بله، شما بروید توی کپرهایی که ایرانیها با نی در جنوب ساختند ببینید چه کردند با این معماری با نی! خب، من فکر میکنم که حالا دانشگاههای ما خیلی باید به این قضیه توجه کنند. چرا؟ برای اینکه میخواهم پاسخ بدهم: بین «معماری به معنی عام» و «قدرت»، و تاثیر این دو تا بر همدیگر در طول تاریخ چه اتفاقی افتاده است؟
دکتر محمود گلابچی:
خب، ما در طول تاریخ هر وقت که قدرتهای سرزمین ما در معماری تاثیرگذار بودند و اهتمام داشتند، معماری متفاوتی میبینیم. اینکه در کشور ما چهارصد سال پیش در دوران صفوی، معماری و هنر ما رشد کرد، چون قدرتمندان جامعه (پادشاهان صفوی) به مساجد، مشاهد مشرفه و بناهای مذهبی توجه کردند؛ و این باعث شد که ما نه تنها در بناهای مذهبی، بلکه هزار کاروانسرا برای کاروانهایی که در مسیر بودند ساخته شد که معروف شد به «کاروانسراهای شاهعباسی».
اصولاً در معماری، قدرت، حکومت و خود زمامداران تاثیر بسیاری داشتند و هر زمان که این تاثیر به نفع ارتقای معماری بوده، ما شاهد یک رشد و یک شکوفایی بودیم.
در اصفهان دو پل ساخته شد: یکی «پل خواجو» و یکی «سیوسهپل». این دو تا پل در دنیا به عنوان پلهای بینظیر شناخته میشوند، چون پلهایی هستند که نه فقط ارتباط بین دو ساحل رودخانه هستند، بلکه اصلاً برای «حضور انسانها» طراحی شدهاند. یعنی در سیوسهپل، در وسط، محل عبور سواره (با اسب، کالسکه و ارابه) بود و در دو طرف محلی است که انسانها حرکت کنند و از آنجا رودخانه را ببینند؛ حتی سکو هست که آنجا بنشینند و رودخانه را تماشا کنند و در واقع یک «پل-فضا» است.
امروز دنیای ما به این رسیده که پلها باید محل حضور انسانها باشند، و باز من در خیلی از کنفرانسهای دنیا وقتی سیوسهپل یا پل خواجو را معرفی میکنم به شگفت میآیند که چهارصد سال پیش معمار ما چقدر عالی پل خواجو را طراحی کرده است!
پل خواجو اولاً بسیار زیباست؛ یک کوشک میانی (مثلاً شاهنشین) دارد، ولی در بین فضاهای عبور آب، پلههای آجری هست. شما در رودخانه میتوانید ساعتها با خانواده روی آن پلهها بنشینید در حالی که در وسط رودخانه هستید! رودخانه زندگی خودش را ادامه میدهد، شما صدای آب و زمزمه آب را میشنوید، میتوانید پایتان را داخل آب بگذارید و سرما و حرکت آب را حس کنید. و این آجرفرشی که در جلوی آن پلهها هست، بچهها میتوانند آنجا بازی کنند و شما در کنار بچهها در متن رودخانه ساعتهای بسیار خوبی را طی کنید.
اینها را وقتی در یک کنفرانسی در جهان من ارائه میکنم، همه از این تفکر — که چگونه محل حضور انسان است و آن مفهوم «پل-فضا» که تئوریهای پیشرفته امروز جهان است در کشور ما چهارصد سال پیش شکل گرفته — متعجب میشوند. اینجا زمانی بود که زمامداران آن جامعه خواستند چنین اتفاقی بیفتد.
اسم اصلیاش «پل اللهوردیخان» هم هست، چون یکی از سپهسالاران شاهعباس به نام اللهوردیخان مسئول شد پلی بسازد که پادشاهان و سران کشورها که میآیند اصفهان، از راه زایندهرود با اسب و کالسکه بتوانند عبور کنند. آن پل هم پل سواره است (با تعبیر امروز ما)، هم پل پیاده است، در اوج زیبایی است و همیشه فضایی برای حضور انسانها در متن رودخانه و در پل است. این نشان میدهد که چقدر این با دقت، با فرزانگی و با یک تفکر صحیح طراحی و اجرا شده است.
مجری:
حالا ما تو این چند دهه اخیر یک معماری — به قول معروف — «اغتشاشیافته و درهمبرهم» داریم! من همینجوری که رد میشوم تو شهر، میبینم جلوی خانههایی از این ستونهای رومی گذاشتهاند و یک عقاب هم آن بالاست!
...در حالی که در فرهنگ ما همچین چیزی نیست، در معماری ما نیست! یا من یک کاری انجام میدادم در یزد؛ آنجا ساختمانهای جدیدی که ساخته شده بود — به خصوص بانکها، شرکتها و پولدارهای اینجوری — با اینکه آنجا سرزمین آجر و خشت است (به خاطر نوع جغرافیاش)، سنگ تراورتن به کار برده بودند و به جای آن درهای چوبی، تمام آلومینیوم بود!
دکتر محمود گلابچی:
استاد، ما در معماری ایران یک ارزشهایی داشتیم که یکی از آنها «بومآورد بودن» بود. ساختمان از همان مصالح، همان اجزایی که در آن محیط، در آن فضا، در آن جغرافیا و در آن اقلیم بود ساخته میشد.
یزد به خاطر اینکه در حاشیه کویر است و ما خاک رس داریم، از آجر و از فرمها و مصالحی استفاده میشد که مناسب آن منطقه بود. ضخامت دیوار باعث میشد که گرمای شدید بیرون به داخل خانه سرایت نکند؛ عرض کم کوچهها باعث میشد سایه به وجود بیاید تا رهگذر خستهای که در آفتاب شدید در حال حرکت است، از سایه عبور کند. این در معماری شهرهای حاشیه کویر ما کاملاً دیده میشد.
اگر به شمال میرفتید، سقفهای شیبدار که با الیاف گیاهی یا سفال پوشیده شده بود، باعث میشد باران بریزد بیرون؛ و زیر ساختمان هم خالی بود تا جریان هوا باعث شود رطوبت زمین به داخل خانه نیاید.
متأسفانه امروز اینها در معماری ما مورد غفلت واقع شده و آن بومآورد بودن که شما به خوبی اشاره فرمودید، در یزد رعایت نمیشود. در حالی که اگر بتوانیم برای هر سرزمین و هر اقلیمی — به خاطر کشور بزرگ و پهناوری که داریم و اقلیمهای مختلف و شرایط جغرافیایی متفاوت داریم — در هر استان و منطقه، متناسب با شرایط آبوهوایی آن ساختمان بسازیم، آن وقت به همان هویت و اصالتی که در معماری گذشته بود دست پیدا میکنیم.
مجری:
پیشگیری از نفوذ این نوع معماری با کیست؟
دکتر محمود گلابچی:
قبل از همه، مراکز آموزشی ما، مراکز آموزش عالی و دانشگاهها باید به این مسئله اهتمام داشته باشند که ما به معماری ایران، هویت و اصالت آن به طور خاص توجه کنیم. اگر استاد دانشگاه ما به دانشجویی که طرح معماری دیکانستراکشن میآورد نمره عالی بدهد، آن دانشجو بعداً در معماری هم همان اصول را پیاده میکند؛ در حالی که باید ما در مراکز آموزشی خودمان ابتدا به این بپردازیم.
اما تنها مراکز آموزش عالی ما نیستند؛ شهرداریها، نظام مهندسی و مجامع تخصصی در زمینه معماری و شهرسازی هم باید این هدف را به عنوان یکی از اصول اولیه در طراحی و در معماری در نظر بگیرند تا بتوانیم مانع آن هجوم و تاثیر معماری سایر سرزمینها که مناسب کشور ما نیست بشویم.
مجری:
من فکر میکنم یک نکته مهم دیگر هم هست که اضافه میکنم به فرمایشات شما: سلیقه شخصی افراد بدون دانش که مسافرت کردهاند به کشورهایی و برگشتهاند چیزهایی دیدهاند و میخواهند همانها را داشته باشند؛ بدون توجه به اینکه آن ساختمانی که مثلاً در هلند به وجود آمده، اصلا در ایران نمیتواند به وجود بیاید!
ما یک چیز دیگر داریم؛ آن آسیابی که آنها دارند، ما در خاک خراسان آسیاب بادی (آسباد) داریم که با بادهای منطقه خراسان میچرخد و اصلاً به لحاظ زیبایی با آنها قابل قیاس نیست. ولی مشکل ما این است که ما یک تقلیدچی بد شدهایم!
استاد، همینجا من حسن استفاده بکنم؛ فضای رسانه و صداوسیما و یکی از نکاتی که باید به آن توجه کنیم، سلیقه و شناخت مردم جامعه ماست. مردم ما اگر بدانند چه ارزشهایی در معماری ما هست، آن وقت دیگر متقاضی معماری کلاسیک، یونانی و رومی نخواهند بود. من میخواهم از این برنامه تقدیر کنم که شما به معماری پرداختید تا دانش و فرهنگ عمومی جامعه ما در معماری، قدردان آن ویژگیهایی باشد که در معماری گذشته ما بود؛ تا تقاضای معماری هم در سرزمین ما از طریق مردم به سمت آن معماری باهویت و اصالتی باشد که ما آن را مبنای معماری کشور خودمان باید قرار دهیم.
مجری:
احسنت! حالا معماری داخلی به چه معناست؟ چون شما معمار هستید و دفترتان هم به هر حال یک معماری داخلی دارد؛ جایگاهی برای کتابها، لوحها و تقدیرنامهها. معماری داخلی به چه معناست و به چه میگوییم؟
دکتر محمود گلابچی:
ما وقتی یک بنا را میسازیم، سقف، ستون و دیوارها را ایجاد میکنیم؛ کیفیت استفاده از این فضا را در معماری داخلی رقم میزنیم. بسیار امر مهمی است و در واقع نتیجه معماری ما با معماری داخلی است که متجلی میشود.
مجری:
یعنی کاربردیاش آنجاست!
دکتر محمود گلابچی:
بله، بله. الان بینندگان عزیز برنامه در همان منزلی که دارند برنامه را میبینند یا در محل کارشان، خیلی اهمیت دارد که کیفیت آن فضا چگونه دیده شده، از چه رنگهایی استفاده شده و چه چیدمانی آنجا پیشبینی شده است. این بسیار زیاد به آن بهرهمندی و بهرهوری فضا کمک میکند.
ما معماری داخلی را امری میدانیم که معماری را به آن نتیجه و ثمر نهایی میرساند. من معتقدم بینندگان عزیز میتوانند همین امروز فکر کنند که برای معماری داخلی خانه چه کار بهتری میشود کرد؛ مبل و میز را در کجا قرار داد، فضای نشستن را چجوری طراحی کرد، یا فضای غذاخوری در کنار آشپزخانه چگونه باشد.
حتی رنگهایی که استفاده میکنیم؛ ما متأسفانه در کشور از روانشناسی رنگ خیلی بهرهمند نیستیم. رنگها هر کدام احساسی به ما میدهند؛ رنگهای اولیه احساس شادی به ما میدهند. اینها میتواند در فضای خانه و محیط کار دیده شود. اینها همانس جایی است که ما در معماری داخلی به آن میپردازیم که چگونه یک احساس مثبت در فضا داشته باشیم، از گیاه و طبیعت استفاده کنیم و دید به آسمان را در خانه و محل کارمان تأمین کنیم. اینها را ما در معماری داخلی رقم میزنیم تا معماری به هدف نهایی خودش دست پیدا کند.
مجری:
بله، درست است. من فکر میکنم این زیباسازی داخل خانه هم از خاطرات انسان از بهشت است! چون من همهچیز را برمیگردانم به آن انسانی که از بهشت رانده شد؛ نمیشود که او آنجا بوده باشد و هیچی در حافظهاش نباشد و به زمین سقوط کرده باشد و هیچی یادش نیاید! نه، اینها یادش میآید کمکم. دوست دارد یک جایی در خانهاش نقاشیای باشد از دریا، جنگل یا گل. اینها همه خاطراتی است که در ذهن بشر هست.
دکتر محمود گلابچی:
اصلاً درک زیبایی از همان سرشتی که ما از «وَنَفَخْتُ فِیهِ مِنْ رُوحِی» به دست آوردیم حاصل میشود. همواره ذهن ما در جستجوی کمال و زیبایی است و این در فضای زندگی امر بسیار ضروری است. میتوانیم فضای خانه را بسیار عالیتر و مناسبتر پیشبینی کنیم.
البته مردم ما در هر قومیتی و در هر جغرافیایی بروند — حتی داخل چادر عشایر — اینها را میبینید که چقدر از این معماری داخلی خوب استفاده کردهاند: رختخوابها کجا باشد، سفره کجا، محل خواب بچهها کجا، و...
در ساختمانهای تاریخی ما چقدر نقاشیهای زیبا روی دیوار هست، چقدر رنگهای خوب و فرمهای مناسب در قسمتهای مختلف بنا میبینیم. این نشان میدهد که در کشور ما به معماری داخلی که میتوانسته یک احساس مناسب و درک زیبایی ارائه کند چقدر توجه میشد.
مجری:
خب، حالا میرسیم به ظاهر و باطن در فرهنگمان که در دعاها هم هست. «نما» در ساختمان چیست و چه تاثیر روانیای روی آدمها دارد؟
دکتر محمود گلابچی:
نمای ساختمان بخشی از یک بناست که یک «حق عمومی» است؛ به این معنی که درست است ما در فضای متعلق به خودمان میتوانیم نمای مورد نظر خودمان را اجرا کنیم، اما این در سیمای شهر دیده میشود و جزئی از حقوق شهروندی انسانهایی است که در این شهر زندگی میکنند.
به همین جهت نما بسیار امر مهمی است؛ نما در واقع آن لباسی است که درون خودش را باید به درستی نشان دهد. ما امروز به این رسیدهایم که یکی از آشفتگیهایی که در سیمای شهرهای ما هست، به دلیل عدم کنترل و نظارت بر روی نمای ساختمانهاست.
شما در بسیاری از کشورهای دنیا میبینید که اگر ساختمانی در یک خیابان با کیفیتی از نما ساخته شده، این در طول آن خیابان ثابت باقی میماند. داخلش را هرجوری میخواهد میتواند تغییر دهد، ولی این نما را که حق عمومی شهر است، حفظ میکند.
مجری:
مثلاً شما در لندن، آکسفورد استریت را که میبینید، میگویید چقدر این نمای زیبایی دارد؛ چون کاملاً تحت نظارت و کنترل انجام میشود. واقعاً نما بخشی از حقوق شهروندان ماست و بسیار اهمیت دارد.
وقتی نماهای زشت و کثیف و «عجقوجق» (به قول امروزیها) را میبینیم، واقعاً روحاً دچار مشکل میشویم. داری تو شهر راه میروی و چشمت دارد کار میکند؛ در اصفهان که راه میروید همهاش هنر میبینید و لذت میبرید، ولی به خصوص در تهران اصلاً نمیتوانی بفهمی اینجا کجاست!
یکی از سیاستمدارانی که در دوره مذاکرات برجام به ایران میآمد و میرفت، بعداً در اتحادیه اروپا به این نکته اشاره کرده بود که: «تهران شهر متفاوتی است از قاهره و دمشق؛ من در تهران که حرکت میکنم تصور میکنم در مادرید هستم!» او از دید خودش خواسته از ما تعریف کند، ولی در واقع نشان میدهد که معماری ما آن هویت و اصالت خودش را حفظ نکرده؛ به نحوی که او در خیابانهای منطقه یک و دو تهران حرکت کرده و مادرید را آنجا دیده است! در حالی که معماری و شهرسازی ما بسیار فاخرتر از آن است که بخواهیم مشابهت با کشورهای دیگر داشته باشیم. ما باید آن هویت و اصالت را در سیمای شهرهای خودمان حفظ کنیم.
مثل بناهای یادبودی که در کشورها درست میشود؛ پروژههایی مثل بنای میدان آزادی که تمام فرهنگ ماست. چرا باید این نماها که چشمانداز دائم ماست و مثل تابلوی نقاشی روی روحیه بچههای ما تاثیر میگذارد، رها شود؟ ما بیش از نیمی از وقتمان را در شهر سپری میکنیم، بنابراین شهرهای ما باید ارائه دهنده پیامهایی باشد که در آن شادی، لذت و زیبایی را ببینیم.
همه اینها تحت تاثیر ضرورتهای اقتصادی، اجتماعی و اعتقادی قرار میگیرد. چه نظری درباره این ضرورتها دارید؟
دکتر محمود گلابچی:
در بحث ضرورتهای اجتماعی، این به عنوان یک اصل باید پذیرفته شود که انسانها باید چارچوبهایی را در بنا، معماری و شهرسازی رعایت کنند.
در بحث اقتصادی، من تصور نمیکنم که ما دچار هزینههای بیشتر بشویم اگر به جای واردات یک محصول از خارج با خروج ارز (مثلاً سنگ گرانیت مصنوعی از چین)، از سنگ، آجر و نماهای مناسب سرزمین خودمان استفاده کنیم. در حالی که معادن بزرگ سنگ گرانیت در ایرانشهر و نقاط مختلف سرزمین ما هست! این کار حتی به لحاظ اقتصادی باعث افزایش هزینه نمیشود، بلکه به صنعت کشور کمک میکند.
تنها آن پایبندی و تعهد به رسیدن به آن معماری و شهرسازی مطلوب است که میتواند این موانع را برطرف کند.
با سلام. بخش پایانی و جمعبندی برنامه تلویزیونی «طلوع ماه» (با حضور چهره ماندگار معماری ایران، دکتر محمود گلابچی) شامل بررسی موضوعاتی مانند ضرورتهای اقلیمی، رونق اقتصادی صنعت ساختمان، هوشمندسازی و هوش مصنوعی، کرسی یونسکو، نقد مشکلات ساختاری معماری معاصر و افق آینده معماری ایرانی-اسلامی، با دقت کامل و بدون کسر محتوا ویراستاری شد و گویندگان آن تفکیک گردیدند:
مجری: ویژگیهای سرزمین ما و همان خاطرات ذهنی است که ما از بناهای سرزمینمان داریم. این ضرورتها، اقتصادی، اجتماعی و اعتقادی است. یک ضرورت بزرگ دیگر هم پدر همه اینهاست و آن «ضرورت اقلیم» است؛ ما باید بدانیم در چه اقلیمی داریم معماری میکنیم و برای چه مردمی داریم معماری میکنیم. قبول دارید این را؟
دکتر محمود گلابچی:
بله، کاملاً. اینکه اشاره کردم معماری ما بومآورد بود ولی امروز به آن توجه نمیشود، مثالش را برای بینندگان عزیز اینگونه بیان کنم که شما میبینید مجموعههای مسکونی در شهرهای مختلف کشور افتتاح میشوند و در تلویزیون هم نشان داده میشوند: یک روز در چابهار است، یک روز در همدان است، یک روز در گنبد کاووس است یا در آبادان؛ بعد میبینید که اینها کاملاً مثل هم هستند! یعنی ظاهراً هیچ توجهی به اقلیم و ویژگیهای آن منطقه نشده است.
در حالی که در گذشته ما اینگونه نبود؛ هر اقلیمی با شرایط و ویژگیهای خودش، معماری مناسب خودش را اقتضا میکرد. کاملاً درست است که باید به اقلیم به عنوان یک ضرورت در هر انتخابی، در هر طراحی و در هر معماری توجه کرد.
مجری:
معماری امروز صنعت بزرگی است؛ میدانید که خیلیها دنبال ساختوسازند و از آن اقتصاد درمیآورند، پول درمیآورند. یعنی یک صنعت است مثل ماشینسازی، پارچهبافی و... ساختمانسازی هم همچین چیزی است. و ساختمان به رونق اجتماعی کمک میکند برای اینکه چندین شغل در آن درگیر میشوند.
دکتر محمود گلابچی:
ببینید، اصولاً بخش ساختمان حداقل ۱۶ درصد اشتغال کشور را به خودش اختصاص میدهد و صدها شغل مستقیم و صدها شغل غیرمستقیم در ارتباط با صنعت ساختمان قرار میگیرند. ما ۸ درصد درآمد ناخالص ملیمان صرف صنعت ساختمان میشود. این نشاندهنده نقش بزرگ ساختمان بر اقتصاد کشور، بر اشتغال کشور و بر رونق سرمایه در کشور است.
اما ای کاش در کشور ما، مسکن و ساختمان کالای سرمایهای نبود؛ یعنی ساختمان یا مسکن برای «نیاز انسان» ساخته میشد، نه برای اینکه یک سرمایهگذاری بکنیم تا بعداً افزایش قیمتی را شاهد باشیم! و همین جاست که ما در شهرهایمان، در تراکم شهر و در کیفیت بناها دچار صدمات زیادی شدهایم.
مجری:
کاملاً درست است. خب، حالا از این بگذریم؛ آقای دکتر، بیایید به یک بحث روز پردازیم: بحث «هوشمندی». بنای هوشمند چیست؟ شهر هوشمند چیست؟
دکتر محمود گلابچی:
امروز در جهانی که ما هستیم، هوش مصنوعی توسعه بسیاری پیدا کرده است. یکی از دستاوردهای هوش مصنوعی میتواند در ساختمانها باشد؛ یعنی زمانی که لازم نیست، چراغ خودش خاموش بشود؛ زمانی که کسی در حال استفاده از یک فضا نیست، سیستم گرمایش و سرمایش دیگر مشغول نباشد؛ یا اگر ما از منزل خارج میشویم و نگران امنیت ساختمان هستیم، بتوانیم مطمئن بشویم که همهچیز در ساختمان در جای خودش است.
حتی امروز در لوازم خانگی (مثل یخچال، ماشین لباسشویی و...) با سیستم هوش مصنوعی میتوانیم از بیرون منزل اینها را به کار بیندازیم؛ یا مثلاً در سفر زمستانی هستیم و میخواهیم برگردیم منزل و سیستم گرمایشی را خاموش کردهایم، قبل از اینکه برسیم میتوانیم سیستم را روشن کنیم. در واقع میتوانیم از اتلاف انرژی جلوگیری کنیم و به اقتصاد خانواده و بهبود کیفیت ساختمان کمک کنیم.
امروز در جهان به شدت شهر هوشمند و ساختمان هوشمند مورد توجه قرار گرفته است؛ بیش از همه به خاطر بحث انرژی و مصرف بهینه انرژی، و بیش از آن به خاطر اینکه بتوانیم ساختمان را در بهترین کیفیت نگهداری کنیم.
امر خیلی پیچیدهای هم نیست؛ با سنسورها (حسگرها) و عملگرها (Actuators) میتوانیم زمانی که در خانه نیستیم آنچه در خانه هست را مدیریت کنیم، و زمانی هم که استفاده میکنیم در بحث انرژی و تعمیرات به موقع سیستمها به شدت صرفهجویی کنیم.
امیدواریم هوش مصنوعی که امروز در جهان توسعه پیدا کرده، در کشور ما در عمل مورد استفاده قرار بگیرد. ساختمانهای هوشمند، ساختمانهایی هستند که به لحاظ انرژی بهرهوری بسیار بالایی دارند. الان که ما سختیهای بسیاری در انرژی داریم، بسیار لازم است به هوشمند بودن ساختمانها بپردازیم تا بیجهت انرژی هدر نرود.
من در بعضی دانشگاهها شاهد هستم بعدازظهر کلاس تعطیل میشود و دانشجویان از کلاس خارج شدهاند، ولی چراغها روشن است، پنجرهها باز است و فنکوئلها تا فردا صبح روشن میماند! این حجم زیادی از انرژی را به هدر میدهد و ما باید بتوانیم اینها را تحت یک نظارت و کنترل هوشمند قرار دهیم.
مجری:
خیلی ممنون. حالا به من بفرمایید این «کرسی یونسکو» — کرسی معماریای که شما در یونسکو دارید — چیست؟ چجوری به دست آوردید و چی کار کردید؟
دکتر محمود گلابچی:
بله، عرض کنم که «کرسی یونسکو» (UNESCO Chair) یک موقعیت و یک صلاحیت علمی و تخصصی است. یونسکو در کشورهای دنیا متخصصانی را که در مقیاس ملی، منطقهای و بینالمللی انسانهای تاثیرگذاری بودهاند شناسایی میکند و بعد از ارائه برنامهها و مستندات، این کرسی به آن فرد اعطا میشود. کسی که دارای کرسی یونسکو است، یک «قطب علمی و ممتازی» (Pole of Excellence) است که دانشمندان کشورهای دیگر دنیا میتوانند حول آن محور گرد هم بیایند، در مورد آن حوزه تخصصی گفتگو کنند، کنفرانس برگزار نمایند، رشته ایجاد کنند و همایش برگزار کنند.
کرسی یونسکو در معماری، سالهای دور در دانشگاه تهران مطرح شد و خب این افتخار بزرگی بود برای من، برای دانشگاه تهران و برای سرزمین ما که دارای کرسی یونسکو در معماری باشیم. یک جایگاه علمی و افتخار بزرگ است.
اما من از کرسی یونسکو برای هدف دیگری بهرهمند شدم؛ حقیقتاً من نیازی به مدال و نشان ندارم و همه این لطفها را خداوند در مسیر فعالیتها به من عنایت کرده است. وقتی با کرسی یونسکو میتوانم معماری و هنر ایران را به مخاطبان جهانی ارائه کنم، این همان دستاوردی است که برای من افتخار است؛ تا بتوانم معماری ایران، فرهیختگی سرزمینمان، مردممان و ویژگیهای هنر ایران را با چنین تریبون جهانی به سمع و نظر جهانیان برسانم تا جایگاه کشورمان و اقتدار و بزرگی مردم ما را جهانیان به خوبی بدانند.
مجری:
بسیار ممنونم. ما هم افتخار میکنیم به اینکه یک استاد تمام دانشگاه ما، دارای کرسی یونسکو در این بخش است. من فکر میکنم باید سلیقه مردم را ارتقا بدهیم؛ اگر ما به مردم دانش بدهیم، آنها هم بر اساس آن عمل خواهند کرد. بیفایده نیست جملهای که شما گفتید که صنعت ساختمان نباید به عنوان کالای سرمایهای دیده شود، بلکه مسکن برای آرامش و آسایش مردم است. الان در مملکت ما اتومبیل، خانه و همه اینها کالای سرمایهای است.
دکتر محمود گلابچی:
بله، من در ادامه فرمایش شما استاد عرض کنم که ما باید بر این مسئله خیلی تلاش کنیم؛ و همینجا بود که من تشکر کردم از برنامه بسیار خوب شما «طلوع ماه» و این نگاه به معماری که دانش و آگاهی عمومی جامعه را بالا میبرد.
من اگر ۸۷ جلد کتاب نوشتم، حقیقتاً بخش زیادی از آن به خاطر این بوده که جامعه ما (هم جامعه تخصصی و هم مردم) به این ضرورت توجه کنند و آگاه بشوند که ما باید متقاضی یک معماری مناسب و مطلوب باشیم. اگر این فرهنگ و دانش عمومی در جامعه به وجود بیاید، تقاضای خود مردم ما آن معماری باهویت خواهد بود، نه معماری کلاسیک، یونانی و رومی. عده کوچکی هستند که دچار غربزدگی هستند و دنبال آن ستونهای رومی میروند، اما همه اینگونه نیستند. ما باید کاری بکنیم که معمار ما بداند توقع جامعه از او، یک معماری مناسبِ سرزمین ماست.
مجری:
بسیار عالی! حالا این قوانین بالادستی، شهرسازی و صنعت ساختمان چقدر تاثیر دارند در کیفیت زیست مردم؟
دکتر محمود گلابچی:
خب به هر حال وقتی ما سیاستگذاریهای درست انجام بدهیم، منشأ تاثیر خواهد بود. ما شورایی در کشور داریم به نام «شورای تدوین مقررات ملی ساختمان» که من حدود ۲۷-۲۸ سال است عضو آن شورا هستم. آنجا مقررات ملی ساختمان نوشته میشود و ما کاملاً به این موضوع اهمیت میدهیم؛ ضوابطی که میگذاریم مناسب سرزمین ما و فناوریهای امروز باشد.
ولی نکته اینجاست که اینها باید بعداً در مراحل نظارت و اجرا به دقت کنترل بشوند. اشکال اینجاست؛ مثلاً مبحث ۱۹ مقررات ملی ساختمان را برای صرفهجویی در مصرف انرژی نوشتیم، ولی بسیاری از مواردش اجرا نمیشود! خیلی وقتها در سیستم نظارت و کنترل باید کارهای بیشتری بکنیم که آن چارچوبها حتماً عملی بشوند.
مجری:
کاملاً درست است. حالا من میخواهم ببینم میتوانید خیلی فشرده به من بگویید مشکلات اصلی معماری ما کجاست؟ سواد معمارهای ماست؟ توقعات بیجای مردم است؟ شرایط اقتصادی است؟ راهکارش کجاست؟
دکتر محمود گلابچی:
اولین مشکل ما در صنعت ساختمان، «عدم کیفیت مناسب ساختمانها»ست. الان در ایران اگر به کسی بگویید عمر مفید ساختمان چقدر است، میگویند ۳۰ سال! چون شهرداریها آمار میدهند که تقریباً هر ۲۹ یا ۳۰ سال یکبار ساختمانها تجدید پروانه میشوند، کلنگی فرض شده، خراب میشوند و دوباره ساخته میشوند! در کشورهای دنیا که به کیفیت توجه میکنند، عمر مفید ساختمان ۱۲۰ سال تصور میشود؛ یعنی ساختمانی که ساخته میشود تا ۱۲۰ سال کاملاً قابل استفاده است.
عرض کردم که ما ۸ درصد درآمد ناخالص ملیمان در حوزه ساختمان است؛ وقتی ساختمان ما به جای ۱۲۰ سال فقط ۳ سال مورد استفاده قرار میگیرد، یعنی از آن ۸ درصد، فقط یکچهارم (۲ درصد) آن را استفاده کردهایم و عملاً ۶ درصد درآمد ناخالص ملی ما به این ترتیب از دست میرود!
برای اینکه به کیفیت بهتر (چه به لحاظ فضای معماری و چه ساخت) دست پیدا کنیم، ۴ اقدام لازم است:
۱. دانشگاهها و مراکز آموزش عالی: باید کیفیت و اصالت را به خوبی آموزش دهند.
۲. دستگاههای نظارت و کنترل: مثل شهرداریها و سازمان نظام مهندسی، باید بر رعایت این اصول به صورت جدی نظارت کنند.
۳. دستگاههای قانونگذاری: باید ضوابط و چارچوبهای درست تعیین کنند.
۴. رسانهها (صداوسیما): باید فرهنگ عمومی جامعه را ارتقا دهند.
از مجموع تمام این چهار مولفه میتوانیم به شرایط مناسبی در معماری دست پیدا کنیم. من امروز به آینده بسیار امیدوارم، چون احساس میکنم این ضرورت ایجاد شده است.
مجری:
با توجه به بحرانهای زیستی که در جهان هست، گرم شدن زمین و تحولات فنی، معماری ایران و جهان به کدام سمت خواهد رفت؟
دکتر محمود گلابچی:
استاد، در طول دهههای گذشته یک مشکل بزرگ در جهان مطرح شد تحت عنوان Global Warming (گرم شدن کره زمین) به خاطر گازهای گلخانهای. امروز حدود ۱.۴ تا ۱.۵ درجه سانتیگراد گرمای زمین بالاتر رفته، ۱۵.۵ سانتیمتر آب دریاها بالا آمده، ۴۰ درصد یخهای قطبی آب شدهاند و ۳۰ درصد از ضخامت یخهای قطبی کاهش یافته است.
این تغییرات اقلیمی ساختار جهان را عوض کرده و باعث خشکسالی در کشور ما و سایر نقاط شده است. این نشان میدهد ما باید در صنایع، فناوریها و ساختوسازها بازنگری کنیم.
امروز در دنیا با مفهوم «معماری پایدار» (Sustainable Architecture) مواجه هستیم؛ یعنی معماری باید به مصرف انرژی، بازیافت انرژی، حتی بازیافت آب باران و عدم تخریب طبیعت توجه کند تا سلامت محیط زیست حفظ شود.
مجری:
اگر بخواهم فشرده کنم: معماری ما باید به سوی هوشمند شدن برود، به سوی صرفهجویی برود، به سوی کوچکتر شدن برود، و به سمت آن هویت و اصالتی که در معماری و ارزشهای ما بوده است. قبلاً بر اساس نیازهای خانواده خانه میساختند؛ نه اینکه خانهای بسازند که در تمام اتاقها شوفاژ و چراغ روشن باشد ولی فقط از یک اتاق استفاده کنند!
قدیم آبانبارها بود، باران را نگه میداشتند. بادگیر داشتیم که بدون برق، هوای ۳۸-۴۰ درجه کاشان را به درجه آسایش میرساند؛ در خوزستان «شوادان» داشتیم؛ در بلوچستان «کارخون» داشتیم...
دکتر محمود گلابچی:
آفرین! من در بسیاری از کنفرانسهای بینالمللی در مورد معماری ایران گفتگو میکنم و نشان میدهم که چگونه معماری ما برای مسائل امروز جهان (مثل انرژی و احترام به طبیعت) درسهای فراوانی داشته و دارد.
مجری:
کتابهای شما ترجمه هم میشود آقای دکتر؟
دکتر محمود گلابچی:
بله، تعدادی ترجمه شده و تدریس میشود؛ چون نیاز امروز جامعه بشری است و در کشورهای همسایه و فارسیزبان هم تدریس میشود.
مجری:
بسیار عالی، خدا قوت! انشاءالله که خداوند به شما توفیق بدهد بیشتر از این برای این سرزمین اهورایی کار بکنید. خیلی سپاسگزارم از اینکه به برنامه «طلوع ماه» آمدید و خوشحالم که با شما صحبت کردم.
دکتر محمود گلابچی:
خیلی سپاسگزارم از شما.
مجری:
به پایان آمد این دفتر، حکایت همچنان باقی است...
تا طلوع ماهی دیگر، همه شما را به خداوند بزرگ میسپارم.
با سلام. بخش پایانی و جمعبندی برنامه تلویزیونی «طلوع ماه» (با حضور چهره ماندگار معماری ایران، دکتر محمود گلابچی) شامل بررسی موضوعاتی مانند ضرورتهای اقلیمی، رونق اقتصادی صنعت ساختمان، هوشمندسازی و هوش مصنوعی، کرسی یونسکو، نقد مشکلات ساختاری معماری معاصر و افق آینده معماری ایرانی-اسلامی، با دقت کامل و بدون کسر محتوا ویراستاری شد و گویندگان آن تفکیک گردیدند:
مجری:
...ویژگیهای سرزمین ما و همان خاطرات ذهنی است که ما از بناهای سرزمینمان داریم. این ضرورتها، اقتصادی، اجتماعی و اعتقادی است. یک ضرورت بزرگ دیگر هم پدر همه اینهاست و آن «ضرورت اقلیم» است؛ ما باید بدانیم در چه اقلیمی داریم معماری میکنیم و برای چه مردمی داریم معماری میکنیم. قبول دارید این را؟
دکتر محمود گلابچی:
بله، کاملاً. اینکه اشاره کردم معماری ما بومآورد بود ولی امروز به آن توجه نمیشود، مثالش را برای بینندگان عزیز اینگونه بیان کنم که شما میبینید مجموعههای مسکونی در شهرهای مختلف کشور افتتاح میشوند و در تلویزیون هم نشان داده میشوند: یک روز در چابهار است، یک روز در همدان است، یک روز در گنبد کاووس است یا در آبادان؛ بعد میبینید که اینها کاملاً مثل هم هستند! یعنی ظاهراً هیچ توجهی به اقلیم و ویژگیهای آن منطقه نشده است.
در حالی که در گذشته ما اینگونه نبود؛ هر اقلیمی با شرایط و ویژگیهای خودش، معماری مناسب خودش را اقتضا میکرد. کاملاً درست است که باید به اقلیم به عنوان یک ضرورت در هر انتخابی، در هر طراحی و در هر معماری توجه کرد.
مجری:
معماری امروز صنعت بزرگی است؛ میدانید که خیلیها دنبال ساختوسازند و از آن اقتصاد درمیآورند، پول درمیآورند. یعنی یک صنعت است مثل ماشینسازی، پارچهبافی و... ساختمانسازی هم همچین چیزی است. و ساختمان به رونق اجتماعی کمک میکند برای اینکه چندین شغل در آن درگیر میشوند.
دکتر محمود گلابچی:
ببینید، اصولاً بخش ساختمان حداقل ۱۶ درصد اشتغال کشور را به خودش اختصاص میدهد و صدها شغل مستقیم و صدها شغل غیرمستقیم در ارتباط با صنعت ساختمان قرار میگیرند. ما ۸ درصد درآمد ناخالص ملیمان صرف صنعت ساختمان میشود. این نشاندهنده نقش بزرگ ساختمان بر اقتصاد کشور، بر اشتغال کشور و بر رونق سرمایه در کشور است.
اما ای کاش در کشور ما، مسکن و ساختمان کالای سرمایهای نبود؛ یعنی ساختمان یا مسکن برای «نیاز انسان» ساخته میشد، نه برای اینکه یک سرمایهگذاری بکنیم تا بعداً افزایش قیمتی را شاهد باشیم! و همین جاست که ما در شهرهایمان، در تراکم شهر و در کیفیت بناها دچار صدمات زیادی شدهایم.
مجری:
کاملاً درست است. خب، حالا از این بگذریم؛ آقای دکتر، بیایید به یک بحث روز پردازیم: بحث «هوشمندی». بنای هوشمند چیست؟ شهر هوشمند چیست؟
دکتر محمود گلابچی:
امروز در جهانی که ما هستیم، هوش مصنوعی توسعه بسیاری پیدا کرده است. یکی از دستاوردهای هوش مصنوعی میتواند در ساختمانها باشد؛ یعنی زمانی که لازم نیست، چراغ خودش خاموش بشود؛ زمانی که کسی در حال استفاده از یک فضا نیست، سیستم گرمایش و سرمایش دیگر مشغول نباشد؛ یا اگر ما از منزل خارج میشویم و نگران امنیت ساختمان هستیم، بتوانیم مطمئن بشویم که همهچیز در ساختمان در جای خودش است.
حتی امروز در لوازم خانگی (مثل یخچال، ماشین لباسشویی و...) با سیستم هوش مصنوعی میتوانیم از بیرون منزل اینها را به کار بیندازیم؛ یا مثلاً در سفر زمستانی هستیم و میخواهیم برگردیم منزل و سیستم گرمایشی را خاموش کردهایم، قبل از اینکه برسیم میتوانیم سیستم را روشن کنیم. در واقع میتوانیم از اتلاف انرژی جلوگیری کنیم و به اقتصاد خانواده و بهبود کیفیت ساختمان کمک کنیم.
امروز در جهان به شدت شهر هوشمند و ساختمان هوشمند مورد توجه قرار گرفته است؛ بیش از همه به خاطر بحث انرژی و مصرف بهینه انرژی، و بیش از آن به خاطر اینکه بتوانیم ساختمان را در بهترین کیفیت نگهداری کنیم.
امر خیلی پیچیدهای هم نیست؛ با سنسورها (حسگرها) و عملگرها (Actuators) میتوانیم زمانی که در خانه نیستیم آنچه در خانه هست را مدیریت کنیم، و زمانی هم که استفاده میکنیم در بحث انرژی و تعمیرات به موقع سیستمها به شدت صرفهجویی کنیم.
امیدواریم هوش مصنوعی که امروز در جهان توسعه پیدا کرده، در کشور ما در عمل مورد استفاده قرار بگیرد. ساختمانهای هوشمند، ساختمانهایی هستند که به لحاظ انرژی بهرهوری بسیار بالایی دارند. الان که ما سختیهای بسیاری در انرژی داریم، بسیار لازم است به هوشمند بودن ساختمانها بپردازیم تا بیجهت انرژی هدر نرود.
من در بعضی دانشگاهها شاهد هستم بعدازظهر کلاس تعطیل میشود و دانشجویان از کلاس خارج شدهاند، ولی چراغها روشن است، پنجرهها باز است و فنکوئلها تا فردا صبح روشن میماند! این حجم زیادی از انرژی را به هدر میدهد و ما باید بتوانیم اینها را تحت یک نظارت و کنترل هوشمند قرار دهیم.
مجری:
خیلی ممنون. حالا به من بفرمایید این «کرسی یونسکو» — کرسی معماریای که شما در یونسکو دارید — چیست؟ چجوری به دست آوردید و چی کار کردید؟
دکتر محمود گلابچی:
بله، عرض کنم که «کرسی یونسکو» (UNESCO Chair) یک موقعیت و یک صلاحیت علمی و تخصصی است. یونسکو در کشورهای دنیا متخصصانی را که در مقیاس ملی، منطقهای و بینالمللی انسانهای تاثیرگذاری بودهاند شناسایی میکند و بعد از ارائه برنامهها و مستندات، این کرسی به آن فرد اعطا میشود. کسی که دارای کرسی یونسکو است، یک «قطب علمی و ممتازی» (Pole of Excellence) است که دانشمندان کشورهای دیگر دنیا میتوانند حول آن محور گرد هم بیایند، در مورد آن حوزه تخصصی گفتگو کنند، کنفرانس برگزار نمایند، رشته ایجاد کنند و همایش برگزار کنند.
کرسی یونسکو در معماری، سالهای دور در دانشگاه تهران مطرح شد و خب این افتخار بزرگی بود برای من، برای دانشگاه تهران و برای سرزمین ما که دارای کرسی یونسکو در معماری باشیم. یک جایگاه علمی و افتخار بزرگ است.
اما من از کرسی یونسکو برای هدف دیگری بهرهمند شدم؛ حقیقتاً من نیازی به مدال و نشان ندارم و همه این لطفها را خداوند در مسیر فعالیتها به من عنایت کرده است. وقتی با کرسی یونسکو میتوانم معماری و هنر ایران را به مخاطبان جهانی ارائه کنم، این همان دستاوردی است که برای من افتخار است؛ تا بتوانم معماری ایران، فرهیختگی سرزمینمان، مردممان و ویژگیهای هنر ایران را با چنین تریبون جهانی به سمع و نظر جهانیان برسانم تا جایگاه کشورمان و اقتدار و بزرگی مردم ما را جهانیان به خوبی بدانند.
مجری:
بسیار ممنونم. ما هم افتخار میکنیم به اینکه یک استاد تمام دانشگاه ما، دارای کرسی یونسکو در این بخش است. من فکر میکنم باید سلیقه مردم را ارتقا بدهیم؛ اگر ما به مردم دانش بدهیم، آنها هم بر اساس آن عمل خواهند کرد. بیفایده نیست جملهای که شما گفتید که صنعت ساختمان نباید به عنوان کالای سرمایهای دیده شود، بلکه مسکن برای آرامش و آسایش مردم است. الان در مملکت ما اتومبیل، خانه و همه اینها کالای سرمایهای است.
دکتر محمود گلابچی:
بله، من در ادامه فرمایش شما استاد عرض کنم که ما باید بر این مسئله خیلی تلاش کنیم؛ و همینجا بود که من تشکر کردم از برنامه بسیار خوب شما «طلوع ماه» و این نگاه به معماری که دانش و آگاهی عمومی جامعه را بالا میبرد.
من اگر ۸۷ جلد کتاب نوشتم، حقیقتاً بخش زیادی از آن به خاطر این بوده که جامعه ما (هم جامعه تخصصی و هم مردم) به این ضرورت توجه کنند و آگاه بشوند که ما باید متقاضی یک معماری مناسب و مطلوب باشیم. اگر این فرهنگ و دانش عمومی در جامعه به وجود بیاید، تقاضای خود مردم ما آن معماری باهویت خواهد بود، نه معماری کلاسیک، یونانی و رومی. عده کوچکی هستند که دچار غربزدگی هستند و دنبال آن ستونهای رومی میروند، اما همه اینگونه نیستند. ما باید کاری بکنیم که معمار ما بداند توقع جامعه از او، یک معماری مناسبِ سرزمین ماست.
مجری:
بسیار عالی! حالا این قوانین بالادستی، شهرسازی و صنعت ساختمان چقدر تاثیر دارند در کیفیت زیست مردم؟
دکتر محمود گلابچی:
خب به هر حال وقتی ما سیاستگذاریهای درست انجام بدهیم، منشأ تاثیر خواهد بود. ما شورایی در کشور داریم به نام «شورای تدوین مقررات ملی ساختمان» که من حدود ۲۷-۲۸ سال است عضو آن شورا هستم. آنجا مقررات ملی ساختمان نوشته میشود و ما کاملاً به این موضوع اهمیت میدهیم؛ ضوابطی که میگذاریم مناسب سرزمین ما و فناوریهای امروز باشد.
ولی نکته اینجاست که اینها باید بعداً در مراحل نظارت و اجرا به دقت کنترل بشوند. اشکال اینجاست؛ مثلاً مبحث ۱۹ مقررات ملی ساختمان را برای صرفهجویی در مصرف انرژی نوشتیم، ولی بسیاری از مواردش اجرا نمیشود! خیلی وقتها در سیستم نظارت و کنترل باید کارهای بیشتری بکنیم که آن چارچوبها حتماً عملی بشوند.
مجری:
کاملاً درست است. حالا من میخواهم ببینم میتوانید خیلی فشرده به من بگویید مشکلات اصلی معماری ما کجاست؟ سواد معمارهای ماست؟ توقعات بیجای مردم است؟ شرایط اقتصادی است؟ راهکارش کجاست؟
دکتر محمود گلابچی:
اولین مشکل ما در صنعت ساختمان، «عدم کیفیت مناسب ساختمانها»ست. الان در ایران اگر به کسی بگویید عمر مفید ساختمان چقدر است، میگویند ۳۰ سال! چون شهرداریها آمار میدهند که تقریباً هر ۲۹ یا ۳۰ سال یکبار ساختمانها تجدید پروانه میشوند، کلنگی فرض شده، خراب میشوند و دوباره ساخته میشوند! در کشورهای دنیا که به کیفیت توجه میکنند، عمر مفید ساختمان ۱۲۰ سال تصور میشود؛ یعنی ساختمانی که ساخته میشود تا ۱۲۰ سال کاملاً قابل استفاده است.
عرض کردم که ما ۸ درصد درآمد ناخالص ملیمان در حوزه ساختمان است؛ وقتی ساختمان ما به جای ۱۲۰ سال فقط ۳ سال مورد استفاده قرار میگیرد، یعنی از آن ۸ درصد، فقط یکچهارم (۲ درصد) آن را استفاده کردهایم و عملاً ۶ درصد درآمد ناخالص ملی ما به این ترتیب از دست میرود!
برای اینکه به کیفیت بهتر (چه به لحاظ فضای معماری و چه ساخت) دست پیدا کنیم، ۴ اقدام لازم است:
۱. دانشگاهها و مراکز آموزش عالی: باید کیفیت و اصالت را به خوبی آموزش دهند.
۲. دستگاههای نظارت و کنترل: مثل شهرداریها و سازمان نظام مهندسی، باید بر رعایت این اصول به صورت جدی نظارت کنند.
۳. دستگاههای قانونگذاری: باید ضوابط و چارچوبهای درست تعیین کنند.
۴. رسانهها (صداوسیما): باید فرهنگ عمومی جامعه را ارتقا دهند.
از مجموع تمام این چهار مولفه میتوانیم به شرایط مناسبی در معماری دست پیدا کنیم. من امروز به آینده بسیار امیدوارم، چون احساس میکنم این ضرورت ایجاد شده است.
مجری:
با توجه به بحرانهای زیستی که در جهان هست، گرم شدن زمین و تحولات فنی، معماری ایران و جهان به کدام سمت خواهد رفت؟
دکتر محمود گلابچی:
استاد، در طول دهههای گذشته یک مشکل بزرگ در جهان مطرح شد تحت عنوان Global Warming (گرم شدن کره زمین) به خاطر گازهای گلخانهای. امروز حدود ۱.۴ تا ۱.۵ درجه سانتیگراد گرمای زمین بالاتر رفته، ۱۵.۵ سانتیمتر آب دریاها بالا آمده، ۴۰ درصد یخهای قطبی آب شدهاند و ۳۰ درصد از ضخامت یخهای قطبی کاهش یافته است.
این تغییرات اقلیمی ساختار جهان را عوض کرده و باعث خشکسالی در کشور ما و سایر نقاط شده است. این نشان میدهد ما باید در صنایع، فناوریها و ساختوسازها بازنگری کنیم.
امروز در دنیا با مفهوم «معماری پایدار» (Sustainable Architecture) مواجه هستیم؛ یعنی معماری باید به مصرف انرژی، بازیافت انرژی، حتی بازیافت آب باران و عدم تخریب طبیعت توجه کند تا سلامت محیط زیست حفظ شود.
مجری:
اگر بخواهم فشرده کنم: معماری ما باید به سوی هوشمند شدن برود، به سوی صرفهجویی برود، به سوی کوچکتر شدن برود، و به سمت آن هویت و اصالتی که در معماری و ارزشهای ما بوده است. قبلاً بر اساس نیازهای خانواده خانه میساختند؛ نه اینکه خانهای بسازند که در تمام اتاقها شوفاژ و چراغ روشن باشد ولی فقط از یک اتاق استفاده کنند!
قدیم آبانبارها بود، باران را نگه میداشتند. بادگیر داشتیم که بدون برق، هوای ۳۸-۴۰ درجه کاشان را به درجه آسایش میرساند؛ در خوزستان «شوادان» داشتیم؛ در بلوچستان «کارخون» داشتیم...
دکتر محمود گلابچی:
آفرین! من در بسیاری از کنفرانسهای بینالمللی در مورد معماری ایران گفتگو میکنم و نشان میدهم که چگونه معماری ما برای مسائل امروز جهان (مثل انرژی و احترام به طبیعت) درسهای فراوانی داشته و دارد.
مجری:
کتابهای شما ترجمه هم میشود آقای دکتر؟
دکتر محمود گلابچی:
بله، تعدادی ترجمه شده و تدریس میشود؛ چون نیاز امروز جامعه بشری است و در کشورهای همسایه و فارسیزبان هم تدریس میشود.
مجری:
بسیار عالی، خدا قوت! انشاءالله که خداوند به شما توفیق بدهد بیشتر از این برای این سرزمین اهورایی کار بکنید. خیلی سپاسگزارم از اینکه به برنامه «طلوع ماه» آمدید و خوشحالم که با شما صحبت کردم.
دکتر محمود گلابچی:
خیلی سپاسگزارم از شما.
مجری:
به پایان آمد این دفتر، حکایت همچنان باقی است...
تا طلوع ماهی دیگر، همه شما را به خداوند بزرگ میسپارم.