دکتر ابوالفضل فرجی: یکی از نیازهای جدی بخش کشاورزی، تربیت نیروی کار ماهر و تکنسین حرفهای است. نیروهای آموزشدیدهای که توان انجام کار عملی داشته باشند، میتوانند بهرهوری را افزایش دهند.
برای مثال، یکی از برنامههای اصلی در برنامه هفتم توسعه، گسترش گلخانههاست. هر هکتار گلخانه به شش تا هفت نیروی ماهر و تکنسین نیاز دارد، اما چنین نیرویی بهاندازه کافی در بخش وجود ندارد. در بسیاری از گلخانهها از افرادی استفاده میکنیم که کار را همانجا و بهصورت تجربی یاد میگیرند.
در برنامه هفتم تأکید شده است که آموزشوپرورش سهم آموزشهای فنیوحرفهای و مهارتی را در دوره متوسطه به پنجاه درصد برساند. در این زمینه اتفاق خوبی افتاده است. از حدود سه میلیون و صد هزار دانشآموز دوره متوسطه، حدود یک میلیون و چهارصد هزار نفر در شاخههای مهارتی، فنیوحرفهای و کاردانش تحصیل میکنند؛ یعنی حدود چهلوپنج درصد.
اما سهم کشاورزی بسیار پایین است. از این یک میلیون و چهارصد هزار هنرجو، حدود چهل هزار نفر در رشتههای کشاورزی هستند؛ چیزی حدود دوونیم درصد. این سهم در مقایسه با جایگاه کشاورزی در اقتصاد، اشتغال و تولید ناخالص داخلی پایین است و باید برای افزایش آن تلاش کنیم.
مجری: آقای اقبال واحدی هم همیشه در برنامه میگویند ظرفیت کار دولتی در حال کوچکشدن است. از طرف دیگر، یادگیری مهارت به فرد امکان میدهد کسبوکار خودش را راه بیندازد، آن را مدیریت کند و اقتصاد زندگیاش را بچرخاند. این برای اقتصاد کشور هم بهتر است.
آیا در همه استانها هنرستان کشاورزی داریم؟ دانشآموزی که علاقهمند باشد، میتواند وارد این رشتهها شود؟
دکتر ابوالفضل فرجی: تقریباً در همه استانها هنرستان کشاورزی داریم. اکنون حدود ۱۴۰ هنرستان کشاورزی در کشور فعال است که ۳۷ هنرستان آن متعلق به وزارت جهاد کشاورزی است؛ سی هنرستان پسرانه و هفت هنرستان دخترانه.
هنرستانها وجود دارند، اما بهاندازه کافی برای تشویق دانشآموزان، بهویژه فرزندان کشاورزان، کار نکردهایم. از طرف دیگر، رشتههای دیگر جذابیت بیشتری پیدا کردهاند و رغبت دانشآموزان به کشاورزی کمتر شده است.
باید کشاورزی اقتصادی و جذابتر شود. در بسیاری از کشورهای جهان برای ورود هنرجویان به رشتههای کشاورزی حمایتهایی در نظر میگیرند. ما هم باید چنین کاری انجام دهیم؛ بهخصوص برای روستازادگانی که خودشان زمین و باغ دارند. این حمایتها میتواند سهم رشتههای کشاورزی را در هنرستانها افزایش دهد.
مجری: در دورهای که هوش مصنوعی با سرعت پیشرفت میکند، به نظر میرسد مشاغلی مانند کشاورزی همچنان به حضور و کار انسان نیاز داشته باشند. هوش مصنوعی میتواند به دانش و ارتقای کشاورزی کمک کند، اما در نهایت نیروی انسانی لازم است. شاید آینده این مشاغل از بعضی کارهای اداری که رایانه و هوش مصنوعی جای آنها را میگیرند، روشنتر باشد.
آیا برای توضیح این موضوع و تشویق دانشآموزان به رشتههای مهارتی کشاورزی اقدامی شده است؟
دکتر ابوالفضل فرجی: برای روشنشدن اهمیت موضوع، چند آمار عرض کنم. بر اساس آمار سال ۱۴۰۳، حدود چهار میلیون و سیصد هزار بهرهبردار در بخش کشاورزی داریم. هشتاد تا نود درصد آنها خردهمالکاند. میانگین سنیشان ۵۳ سال است، حدود ۲۳ درصد بیسوادند و بخش زیادی هم تحصیلات کمی دارند. حدود ده درصد تحصیلات فوقدیپلم و بالاتر دارند.
در چنین شرایطی، ابزارهای جدید و هوش مصنوعی بهراحتی و بهسرعت اثر نمیگذارند. روی این ابزارها کار میکنیم، اما برای پذیرش و استفاده از آنها باید آمادگی وجود داشته باشد.
تلاشهایی برای تشویق کشاورزان و فرزندانشان انجام شده، ولی هنوز آن میزان انرژی و همکاری میان وزارتخانهها و دستگاههای مختلف که لازم است، صرف نشده است. این حوزه به حمایت نیاز دارد.
جذابیت صنعت و خدمات باعث شده بسیاری از جوانان به آن سمت بروند و کشاورزی برایشان جذابیت کمتری داشته باشد. همه باید کمک کنیم؛ از صداوسیما و فرهنگسازی گرفته تا دستگاههای اجرایی. تصویری که معمولاً از کشاورز ارائه میشود، تصویر یک فرد سالخورده است. باید کاری کنیم که جوانان هم خودشان را در این حرفه ببینند.
اقتصادیبودن کشاورزی اهمیت دارد. خردشدن اراضی و مشکلات دیگر، جذابیت فعالیت را کم میکند. باید این موانع را برطرف کنیم تا جوانان، بهویژه روستازادگان، وارد رشتههای کشاورزی شوند.
هدف ما این است که فرد پس از گرفتن دیپلم کشاورزی یا باغبانی، وارد بازار کار شود؛ در مزرعه و باغ خودش کار کند، کارآفرین شود یا در مجموعه دیگری مشغول به کار شود. بخش کشاورزی به این افراد نیاز جدی دارد.
مجری: در همین برنامه میزبان کشاورزان جوانی بودهایم که بعضی حتی سی سال هم نداشتهاند. حضور شما و پرداختن به آموزش کشاورزی هم در همین مسیر است.
آیا بررسی شده که چه موانعی باعث میشود دانشآموزان کمتر وارد رشتههای مهارتی کشاورزی شوند؟ سؤال دیگر این است که آیا میتوان با اطمینان گفت کسی که در هنرستان دانش کشاورزی میآموزد، از همان زمینی که در اختیار دارد محصول و درآمد بیشتری به دست میآورد؟
دکتر ابوالفضل فرجی: برای رفع موانع، پیگیر اصلاح بعضی قوانین و مقررات هستیم. مثلاً در اصلاحیه برنامه هفتم پیشنهاد میدهیم دستگاههای مختلف، از وزارت جهاد کشاورزی و آموزشوپرورش تا سازمان برنامه و بودجه، کمک کنند سهم کشاورزی از آموزشهای مهارتی از حدود دوونیم درصد به پانزده درصد برسد.
سهم کشاورزی در اشتغال حدود چهارده درصد است. پیشنهاد ما این است که سهم آموزشهای فنیوحرفهای این حوزه هم متناسب با همان جایگاه افزایش یابد.
اما درباره تأثیر آموزش، قطعاً مؤثر است. امسال چهلمین سال انتخاب نمونههای بخش کشاورزی است. سال گذشته ۱۱۴ هزار نفر در فرایند انتخاب شرکت کردند؛ در سامانه ثبتنام کردند و داوطلب شدند که در سطح شهرستان، استان یا کشور بهعنوان کشاورز نمونه انتخاب شوند.
در کل بهرهبرداران بخش کشاورزی، حدود ده درصد تحصیلات بالاتر از دیپلم دارند. این نسبت در میان آن ۱۱۴ هزار داوطلب به بیست درصد رسید. وقتی انتخابها در سطح شهرستان و استان انجام شد و به ۱۵۷ کشاورز برتر ملی رسیدیم، سهم افراد دارای این سطح تحصیلات حدود ۶۱ درصد بود.
رشته تحصیلی بسیاری از آنها حتی کشاورزی نبود، اما تحصیلات و مهارتآموزی کمک میکند فرد دانش فنی را آسانتر بپذیرد.
ما دانش فنی را تولید میکنیم یا از منابع دیگر میگیریم، آن را بهینه و بومی میکنیم و از طریق آموزش و فعالیتهای ترویجی در اختیار بهرهبردار قرار میدهیم. تا این دانش به کشاورز منتقل نشود و به کار گرفته نشود، فایدهای ندارد. هرچه کشاورز آمادگی بیشتری برای پذیرش داشته باشد، نتیجه بهتر خواهد بود.
ترجیح ما تربیت نیروهای ماهر با دیپلم و کاردانی کشاورزی است. میخواهم تأکید کنم که نیاز اصلی ما در بخش، افزایش تعداد کارشناسان ارشد و دکتری نیست. بیشتر به نیروی عملیاتی نیاز داریم؛ دیپلم باغبانی، دیپلم گلخانه، طیور و شیلات. حتی میتوانیم آموزشها را تخصصیتر، مثلاً در زمینه انار، طراحی کنیم.
کسی را میخواهیم که وارد مزرعه شود و کار بلد باشد. یک هرسکار ماهر را در نظر بگیرید. هرس درست یک باغ انگور، در مقایسه با کاری که فرد ناآشنا انجام میدهد، چقدر میتواند بر بهرهوری باغ اثر بگذارد؟
درخواست ما از وزارت علوم، دانشگاهها و آموزشوپرورش این است که برای تربیت نیروی کار ماهر، بهویژه در سطح دیپلم و فوقدیپلم، کمک کنند.
از یک طرف استقبال از این رشتهها کم است و از طرف دیگر، بعضی از کسانی هم که وارد میشوند بیشتر به ادامه تحصیل در مقاطع بالاتر تمایل دارند. دانشگاهها هم به توسعه مقاطع بالاتر علاقهمندند. باید بخشی از انرژی را به تربیت نیرویی اختصاص بدهیم که بتواند در میدان کار فعالیت کند.
اگر لازم است قانون یا مقرراتی اصلاح شود و حمایتی صورت بگیرد، همه دستگاهها باید کمک کنند. وزارت جهاد کشاورزی هم برای این کار برنامه دارد.
بخش کشاورزی یکی از بخشهای خوب اقتصاد کشور است و پیشرفتهای مهمی داشته است. در پنجاه سال گذشته، تولیدات کشاورزی از حدود ۲۵ میلیون تن به بیش از ۱۳۰ میلیون تن رسیده؛ یعنی بیش از پنج برابر شده است.
آیا زمین ما هم به همین نسبت افزایش یافته است؟ خیر. در مقطعی سطح اراضی افزایش پیدا کرده، اما بخش زیادی از زمینهای اضافهشده چندان مناسب نبوده است. از طرف دیگر، بخشی از اراضی مرغوب به خانه، خانهباغ و شهرک تبدیل شده است؛ نمونه آن را در شمال کشور میبینیم.
در همین پنجاه سال، میانگین دمای کشور حدود دو درجه افزایش یافته، میزان بارندگی حدود پنجاه میلیمتر کم شده و وضعیت خاک هم با مشکلاتی روبهروست. پس چه چیزی باعث شده تولید بیش از پنج برابر شود؟ دانش فنی.
دانشی در کشور تولید شده یا وارد شده، بومیسازی شده و در اختیار کشاورز قرار گرفته است. کارهای خوبی انجام شده؛ حتی در شرایط سخت جنگی، در تأمین مواد غذایی مشکل چندانی نداشتیم. اما آیا این مقدار کافی است؟ نه. میتوانیم بهتر از این باشیم.
در کنار دانش جدید و هوشمندسازی، به افراد ماهری نیاز داریم که کار عملی بلد باشند؛ هرس کنند، سمپاشی درست انجام دهند، تغذیه گیاه و مدیریت باغ را بشناسند. هم دانش عملی داشته باشند و هم توان اجرای آن را.
باید جوانان علاقهمند و کارآزمودهای تربیت کنیم که در مزرعه خودشان کار کنند یا در حوزههای مختلف کارآفرین شوند. این نیروها میتوانند به افزایش بهرهوری و ادامه رشد کشاورزی کمک کنند.
مجری: از توضیحات شما ممنونم. شنیدن این رشد در تولید کشاورزی و خبرهایی مثل خودکفایی گندم خوشحالکننده است.
این پیشرفت را نمیتوان فقط به گذشت زمان نسبت داد. آنچه در این سالها اتفاق افتاده، به اراده و توان انجام کار برمیگردد. امیدواریم این مسیر ادامه پیدا کند.