مشاهده خبر

سه شنبه 31 شهریور 1405

دفتر خاطراتی که ناتمام ماند؛ روایت زندگی و شهادت آوین امیرکاشانی

خانواده شهیده آوین امیرکاشانی با حضور در برنامه «سیمای خانواده» 31 شهریور 1405، روایت حادثه شانزدهم اسفند و شهادت این کودک هشت‌ساله را بازگو کردند.

خانواده شهیده آوین امیرکاشانی با حضور در برنامه «سیمای خانواده»، روایت حادثه شانزدهم اسفند و شهادت این کودک هشت‌ساله را بازگو کردند.
پدر و مادر آوین در این گفت‌وگو، درباره آخرین نوشته‌های او در دفتر خاطراتش، نحوه وقوع حمله و آسیب‌هایی که به اعضای خانواده وارد شد، سخن گفتند.
مادر این شهیده همچنین با اشاره به حضور معنوی کودکان شهید در جامعه، آوین و دیگر کودکان شهید را الگویی برای نسل جدید دانست و تأکید کرد که یاد و آرمان آنان همچنان زنده و اثرگذار است.
در این برنامه، بر لزوم حفظ یاد کودکان شهید، توجه به رنج خانواده‌های آنان و ادامه راهی که این کودکان با آرزوها و باورهایشان ترسیم کرده‌اند، تأکید شد.
متن این گفتگو به شرح زیر است:
مجری:
این رسم معمول بچه‌هاست. معمولاً تا دوران نوجوانی و جوانی دفتر خاطرات دارند و خاطراتشان، بخشی از اتفاق‌هایی که برایشان افتاده و امیدها و آرزوهایشان را می‌نویسند.
اجازه بدهید چند صفحه از یک دفتر خاطرات را برایتان بخوانم:
«من در ماه مهر به دنیا آمدم، چون تاریخ به دنیا آمدنم بیستم مهر است. من دختر خون‌گرمی هستم، دختر مهربانی هستم و دختر نیکوکاری هستم.
برادر من در ماه آبان به دنیا آمد، چون تاریخ به دنیا آمدن برادرم پانزدهم آبان است. برادر من مهربان و برادر خوبی است. برادر من بهترین برادر دنیاست.
من و خانواده‌ام بهترین خانواده در جهان هستیم. مثلاً اگر من زمین بخورم، برادرم می‌آید و کمکم می‌کند. یا اگر من و برادرم چیزی بخواهیم، پدر و مادرم برای ما خرید می‌کنند.
شما هم می‌توانید درباره خانواده‌تان بنویسید.»
صفحه دیگری از این دفتر خاطرات را نیز برایتان می‌خوانم. از نوع نوشته مشخص است که یک کودک این دفتر و این خاطره‌ها را نوشته است:
«خدایا، رهبر ما را که شهید شده است، پیش خودت سالم نگه دار. رهبر جانم، من هم دوست دارم مثل شما شهید شوم. رهبر، من ناراحتم که شما شهید شدی. من اسرائیل و آمریکا را شکست می‌دهم. رهبر جانم، آقای خامنه‌ای، در بهشت سالم و سلامت باشی.»
آوین امیرکاشانی، پانزدهم اسفند ۱۴۰۴.
اجازه بدهید درست‌تر بگویم: شهیده آوین امیرکاشانی.
این صفحه‌های سفیدی که می‌بینید، بخش‌هایی از این دفتر است که سفید باقی مانده؛ چون آوین امیرکاشانی ما پس از شانزدهم اسفند دیگر نبود تا بتواند صفحه‌های مختلف دفترش را با خاطره‌هایش پر کند، از چیزهایی که دوست داشت بگوید و از آرزوهایی که داشت بنویسد.
چه اتفاقی افتاد؟ آوین عزیز ما یکی از شهدای جنگ تحمیلی رمضان و یکی از کودکانی است که در این جنگ به شهادت رسید.
امروز افتخار دارم که میزبان خانواده ایشان باشم؛ خانواده‌ای که در آن، مادر جانباز شد و یک پای خود را از دست داد و برادر کوچک هفت‌ساله آوین نیز جانباز شد و صدماتی را متحمل شد.
عرض ادب می‌کنم. آقای امیرکاشانی، خیلی خوش آمدید به برنامه «سیمای خانواده».
پدر آوین:
خدمت شما و بینندگان محترم سلام عرض می‌کنم.
مجری:
ممنونم که به همراه همسرتان قبول زحمت کردید.
پدر آوین:
زنده باشید.
مجری:
شما محبت کردید و به برنامه «سیمای خانواده» آمدید. خانم امیرکاشانی، خیلی خوش آمدید.
مادر آوین:
زنده باشید. خدمت شما و بینندگان محترمتان سلام عرض می‌کنم.
مجری:
متشکرم. آقا امیرعلی هم به ما افتخار دادند و به برنامه آمدند. سلام.
امیرعلی:
سلام.
مجری:
خوش آمدی.
امیرعلی:
ممنونم.
مجری:
چند سالت است، امیرعلی جان؟
امیرعلی:
هفت سالم است.
مجری:
هفت سالت است. آقا امیرعلی از ناحیه سر صدمه دیده‌اند و جای جراحی و اتفاقی که برایشان افتاده، روی سرشان مشخص است. همچنین موج انفجار نیز امیرعلی را گرفته است، درست است؟
آقای امیرکاشانی، برای ما از شانزدهم اسفند بگویید.
پدر آوین:
شانزدهم اسفند... گفتنش سخت است.
مجری:
حرف زدن درباره آن برای ما سخت است؛ برای شما چقدر می‌تواند سخت باشد؟
پدر آوین:
نمی‌دانم از کدام بخش آن برای شما و بینندگان تعریف کنم. اتفاقی بود که ناگهانی رخ داد. نمی‌دانم آوین یا بچه‌های میناب چه گناهی داشتند. آن‌ها که نظامی نبودند که مورد حمله قرار گرفتند.
نوشته‌ای که از آوین خواندید، مربوط به یک روز پیش از شهادتش است. پانزدهم اسفند آن را نوشته بود و یک روز بعد خدا دعایش را اجابت کرد و او را پیش خودش برد.
حدود پنج روز بود که به دستور رهبری، مردم تجمعات شبانه برگزار می‌کردند. فراخوان داده بودند که نیروهای نظامی در میدان هستند و مردم نیز برای حمایت از آنان به خیابان‌ها و میدان‌ها بیایند.
طبق روال، همسرم، پسرم و دختر شهیدم برای شرکت در این تجمعات بیرون رفته بودند. در آن شب ابتدا پالایشگاه نفت را هدف قرار دادند.
با خانواده تماس گرفتم و پرسیدم: «کجا هستید؟» گفتند: «در تجمع هستیم، اما موج انفجار و آتش را دیدیم، متفرق شدیم و در مسیر بازگشت به خانه هستیم.»
فاصله مرکز نظامی تا میدان اصلی بسیار کوتاه بود. وقتی در مسیر بازگشت به مقابل ساختمان پلیس امنیت رسیدند، در حالی که فردی داخل آن ساختمان نبود، آنجا را با موشک هدف قرار دادند.
در این حمله، همسرم از ناحیه پا جانباز شد، آوینم به شهادت رسید و امیرعلی نیز دچار صدمات روحی، شکستگی دنده و آسیب از ناحیه سر شد.
مجری:
چند روز پیش خبری منتشر شد که حتماً بینندگان عزیزی که اخبار را دنبال می‌کنند، آن را شنیده‌اند؛ اینکه آمریکا، آمریکای جنایتکار و کودک‌کش، از شورای حقوق بشر سازمان ملل خارج شد.
ما نوع رفتار و منش آمریکا را نه‌فقط در ایران، بلکه در جنگ‌هایی که طی همه این سال‌ها در نقاط مختلف دنیا به راه انداخته است، به‌وضوح دیده‌ایم.
این شورا، آمریکا را به دلیل حمله به میناب و لامرد، به‌عنوان جنایتکار جنگی معرفی کرد و پس از آن، آمریکا از این شورا خارج شد.
در مدتی که از این جنگ و اتفاقات آن گذشته است، خیلی‌ها تلاش کردند این جنایت‌ها را سفیدشویی کنند؛ حتی کسانی که تنها زبانشان فارسی است و ما آن‌ها را هم‌وطن خود نمی‌دانیم. تلاش کردند بگویند چنین اتفاقی رخ نداده یا ماجرا به شکل دیگری بوده است.
اما یک مرجع بین‌المللی اعلام کرد که آمریکا، به دلیل نوع حمله و اتفاقی که رقم زده است، جنایتکار جنگی است. این مسئله نشان داد که مردم ایران و به‌ویژه کودکان ما تا چه اندازه مظلوم واقع شدند و این‌گونه مورد هجوم و حمله قرار گرفتند.
کودکانی که در میناب شهید شدند، دختران نوجوان ورزشکاری که در لامرد به شهادت رسیدند و بسیاری دیگر در تهران و شهرهای مختلف ایران عزیزمان، قربانی این حملات شدند.
این اتفاق‌ها نشان‌دهنده خوی ددمنشانه دشمن ماست. امروز از یک شهیده هشت‌ساله یاد می‌کنیم؛ کودکی که خودش آرزوی شهادت داشت.
در دفتر خاطراتش دیدم که شکلکی گریان با اشک‌هایی روان کشیده بود؛ به‌دلیل شهادت رهبر. این کودک به آرزوی خودش رسید و شهید شد. ما قطعاً می‌دانیم که او اکنون در بهترین جایگاه قرار دارد.
اما در برابر چنین دشمنی، مردم باید استوار بایستند و از هویت خود و از مظلومیت مردم ایران دفاع کنند.
خانم امیرکاشانی، روزهای بسیار سختی را پشت سر گذاشته‌اید. این سختی‌ها همچنان در جسم و روح شما وجود دارد و آن‌ها را تحمل می‌کنید.
به‌عنوان مادری که یکی از سنگین‌ترین و سخت‌ترین داغ‌ها را تحمل کرده است، با مادرانی که برنامه ما را تماشا می‌کنند صحبت کنید. «سیمای خانواده» متعلق به خانواده‌هاست. از آنچه این روزها دغدغه شماست، بگویید.
مادر آوین:
پیش از هر چیز باید این پیام را به همه خانواده‌ها بدهم که این بچه‌ها نرفته‌اند؛ بلکه اکنون پربارتر، رشدیافته‌تر و پررنگ‌تر، خودشان را به همه دنیا نشان می‌دهند.
یک نمونه آن همین عقب‌نشینی آمریکا و تلاش این کشور برای خالی‌کردن صحنه و انکار مسئولیت خود است. آمریکا پس از این اتفاق‌ها از شورای حقوق بشر نیز خارج شد.
هیچ دلیل و منطقی پشت این اتفاق نیست، جز خون به‌ناحق ریخته‌شده و مظلومیت این بچه‌ها. مطمئنم خون به‌ناحق ریخته‌شده آوین و آوین‌ها، ظالمان را در ظلمی که نسبت به تمام جهان مرتکب می‌شوند، غرق خواهد کرد.
همان‌طور که آوین نوشته بود: «من آمریکا و اسرائیل را شکست می‌دهم»، مطمئنم اتفاقی رقم خواهد خورد و این، آغاز قدم‌هاست. ما مطمئنیم که این اتفاق رخ می‌دهد.
همه این‌ها نشانه‌ای برای ظهور است. ان‌شاءالله راه ظهور آقا امام زمان عجل‌الله‌تعالی‌فرجه، با خون همین شهدا و مظلومیت این کودکان باز می‌شود.
وقتی از نوزاد شیرخوار تا فرد سالمندی که هیچ دخالت و نقشی در جنگ ندارد، نه نظامی است، نه عضو ارتش است، نه سنگر و اسلحه دیده است، مورد حمله و تجاوز قرار می‌گیرد، چه پیامی جز این می‌تواند داشته باشد که نهایت ظلم و تجاوز علیه ما صورت گرفته و ما مظلوم واقع شده‌ایم؟
ما مطمئنیم که این کودکان مسیری را برای همه انسان‌ها باز می‌کنند و تمام جهان در این مسیر قدم خواهد گذاشت. این اتفاق، ظهور را نزدیک‌تر می‌کند و ما به آن ایمان داریم.
به نظر من این اتفاق، بازتاب همان سرودی است که درباره کودکان دهه نودی خوانده شد.
بعضی‌ها می‌گویند این کودکان امسال در مهرماه غایب هستند و در مدرسه حضور ندارند؛ اما به نظر من حضورشان از کودکانی که این روزها کیف و لوازم‌التحریر می‌خرند و برای مدرسه آماده می‌شوند نیز بیشتر و پررنگ‌تر است.
وقتی به آوین و جمله‌ای که در دفترش نوشته بود فکر می‌کنم و مدرسه‌اش را به یاد می‌آورم، مرتب در ذهنم تصور می‌کنم که آوین هر روز در کلاس به معلمش می‌گوید: «خانم اجازه، من آمریکا و اسرائیل را شکست می‌دهم.»
چه پیامی بزرگ‌تر از این وجود دارد که اکنون چنین اتفاقی برای آمریکا افتاده است؟ چه خجالتی بیشتر از این برای دولت و کشوری که این‌همه ادعای بزرگی و ابرقدرتی دارد؟
مجری:
دقیقاً همین‌طور است. به دست چه کسانی این اتفاق افتاده است؟ همین کودکان کوچک و خون به‌ناحق ریخته‌شده کودکان مظلوم ما؛ کودکانی که نهایت آرزویشان کشیدن یک نقاشی، خواندن یک کتاب داستان یا بازی‌کردن بود.
مطمئن باشید همین کودکان، با قلب‌های کوچکشان، آرزوی بزرگ همه ما را رقم خواهند زد.
آقای امیرکاشانی، راهی که ادامه پیدا می‌کند، همان‌طور که همسرتان گفتند، راه آوین‌هاست؛ چه آوین‌هایی که شهید شدند و چه کودکانی که امروز در این مسیر قرار دارند و آن را ادامه می‌دهند.
ان‌شاءالله آنچه آنان خواستند، محقق شود و ما نیز با چشمان خودمان آن را ببینیم؛ همان‌طور که تا امروز نیز چنین بوده است.
ما خواری و ذلت را در آمریکا و اسرائیل کودک‌کش دیده‌ایم؛ در نوع نگاهشان به زندگی که برای همه ما بسیار تلخ و سخت بوده است. اما این اتفاق‌ها ما را استوارتر کرده است و همچنان ایستاده‌ایم.
شما از این ایستادگی و استقامت برایمان بگویید. ما عزیز از دست داده‌ایم، اما کمرمان خم نشده و ان‌شاءالله همچنان ایستاده‌ایم.
پدر آوین:
تنها چیزی که می‌توانم بگویم این است که مردم به‌خوبی پای این نظام و رهبری ایستاده‌اند و با رهبری بیعت کرده‌اند. ان‌شاءالله این بیعت برای ظهور آقا امام زمان عجل‌الله‌تعالی‌فرجه باشد.
مجری:
امیرعلی امسال به کلاس اول می‌رود؟
پدر آوین:
بله، امیرعلی امسال به کلاس اول می‌رود.
مجری:
امیرعلی جان امروز کمی خسته است؛ چون پیش از حضور در برنامه ما به چند جای مختلف رفته بودند. اما برای رفتن به کلاس اول آماده شده است.
پدر آوین:
بله، ان‌شاءالله به کلاس اول می‌رود و راه خواهرش را ادامه خواهد داد.
مجری:
ان‌شاءالله. سالی که آوین کلاس اول بود، امیرعلی او را همراهی کرد و امسال نیز آوین همه‌جا در کنار امیرعلی خواهد بود.
پدر آوین:
بله، قطعاً. ما اعتقاد داریم.
مجری:
ما شهدا را مرده نمی‌پنداریم؛ شهدا زنده‌اند. با بسیاری از خانواده‌های شهدا صحبت کرده‌ام و آن‌ها از زنده‌بودن شهیدشان گفته‌اند؛ از اینکه شهیدشان حضور دارد، در کنارشان است و وجودش را در لحظه‌های مختلف زندگی احساس می‌کنند.
قطعاً و بدون شک، آوین نیز خانواده‌اش را رها نمی‌کند؛ همان خانواده‌ای که در دفتر خاطراتش نوشته بود: «من بهترین خانواده جهان را دارم.» او همچنان در کنار خانواده‌اش حضور دارد و آنان را همراهی می‌کند.
آقای امیرکاشانی، دوست دارم در پایان جمله‌ای از شما بشنویم. سال تحصیلی آغاز شده و بچه‌ها به مدرسه می‌روند. این فقدان برای تمام خانواده‌هایی که عزیزانشان را از دست داده‌اند، بسیار سخت خواهد بود؛ به‌ویژه برای شما که آوین هشت‌ساله را از دست داده‌اید.
برای کودکان این سرزمین دعا کنید.
پدر آوین:
آوین زنده‌تر از زنده است. آوین نرفته است و ما را می‌بیند. او نیز در سال تحصیلی جدید، مانند دیگر بچه‌ها حاضر است.
«خانم اجازه، آوین امیرکاشانی حاضر!»
تنها دعایی که می‌توانم برای همه کودکان کشور و سرزمینم داشته باشم، این است که ان‌شاءالله عاقبت‌به‌خیر شوند و در فرج آقا امام زمان عجل‌الله‌تعالی‌فرجه تعجیل شود.
مجری:
ان‌شاءالله، متشکرم.
خانم امیرکاشانی، اگر نکته دیگری باقی مانده است، دوست داریم همچنان پای صحبت شما بنشینیم و از کلامتان استفاده کنیم.
شما هم داغ از دست دادن فرزند را به سینه دارید و هم به‌دلیل اتفاقی که برای جسمتان افتاده است، سختی‌های جسمی فراوانی را تحمل می‌کنید.
اگر مطلب، تذکر یا یادآوری دیگری برای بینندگان برنامه دارید، با جان و دل می‌شنویم.
مادر آوین:
زنده باشید. فقط می‌خواهم همه بدانند که آوین، کودکان میناب و تمام کودکانی که در این ماجرا شهید شدند، به یک مکتب تبدیل شده‌اند.
واقعاً این کودکان به راه و روشی برای کودکانی تبدیل شده‌اند که امروز از آنان الگو می‌گیرند. من خیلی خوشحالم که آوین در این مسیر جریان دارد.
مجری:
زنده باشید. خیلی متشکرم، خانم امیرکاشانی و آقای امیرکاشانی.
با وجود غم و اندوه بزرگی که داشتید، در کنار ما حاضر شدید، ما را همراهی کردید و اجازه دادید از آوین، دفتر خاطراتش و آرزوهایی که ناتمام ماند، صحبت کنیم.
ان‌شاءالله افراد بسیاری هستند که این مسیر را برای رسیدن به آنچه آوین عزیزمان آرزو کرد، ادامه خواهند داد.
امیرعلی جان، خیلی ممنونم که به برنامه ما آمدی.
امیرعلی:
متشکرم.
مجری:
ممنون از همراهی‌ات. برایت آرزوی سلامتی دارم. ان‌شاءالله سالم، پرقدرت و پرتوان باشی و خداوند خوبی‌های فراوانی در مسیر زندگی‌ات قرار دهد.
خیلی متشکرم و از شما بینندگان عزیز نیز ممنونم که در کنار ما بودید.
می‌توان ساعت‌ها درباره عزیزانی که از دست دادیم، اتفاق‌هایی که تجربه کردیم، حرف‌ها و زخم‌زبان‌هایی که شنیدیم و تحلیل‌هایی که برخی کارشناسان به خورد مردم دادند، صحبت کرد.
می‌توان درباره تمام حرف‌های تلخی که شنیدیم، بسیار سخن گفت؛ اما هیچ‌کدام از این حرف‌ها حتی یک ثانیه از تجربه‌ای را که پدر و مادر در فقدان فرزندشان با خود حمل می‌کنند، منعکس نمی‌کند.
نمی‌دانیم چه بر آنان گذشته است. ما فقط درباره آن صحبت می‌کنیم، اما واقعاً نمی‌دانیم که چه رنجی را تحمل کرده‌اند.
فراموش نکنیم امسال که سال تحصیلی آغاز شده است و فرزندانمان را با آرامش برای مدرسه آماده می‌کنیم و به مدرسه می‌فرستیم، بسیاری از کودکان هستند که «حاضرند، اما غایب‌اند».
آن‌ها در کنار ما حضور دارند، اما نه آن‌گونه که باید می‌بودند.
فراموش نکنیم که ما مدیون همه آنان هستیم. ان‌شاءالله خانواده‌های ایرانی در کنار یکدیگر این مسیر و این راه را ادامه خواهند داد.
دشمن ما مشخص است و ذات او کاملاً آشکار شده است. همه امروز آمریکای خبیث و اسرائیل کودک‌کش را می‌شناسند.
ما راهی جز این نداریم که متحد و در کنار یکدیگر، با تمام توان در برابر آنان بایستیم؛ که ان‌شاءالله همین‌گونه نیز خواهد بود.
 

آخرین اخبار

از خاطرات کامیون داران تا رژه سنگین سواران جان‌فدا آشنایی با فعالیت ها و مراکز آستان مقدس حضرت عبدالعظیم حسنی (ع) مدیریت خواب و استفاده از فضای مجازی بچه ها در دوران مدرسه نقش صبر مادر در موفقیت اعضای خانواده بررسی ضرورت آموزش و انس با قرآن در دوران ابتدایی تفنگدار سابق آمریکایی، مهمان امشب برنامه «سپیده» شبکه یک مادر از ویژگی های فرزند شهیدش محمدمرصاد مومنی می گوید ضرورت ایجاد محیطی امن، بانشاط و انگیزه‌بخش برای دانش‌آموزان امنیت غذایی و تکالیف قانون برنامه هفتم پیشرفت معلمان «گردان معلمین منتقم» مهمان صبح بخیر ایران تعریف «معلم» از زبان معلمان دفتر خاطراتی که ناتمام ماند؛ روایت زندگی و شهادت آوین امیرکاشانی چگونه حضرت معصومه(س) را به زبان نسل امروز معرفی کنیم؟ ایران کمترین تصاویر را از جنگ میان آدمیان در گذشته دارد خادمین حرم امن حضرت فاطمه معصومه (س) به شبکه یک آمدند شناخت بیشتر شخصیت و جایگاه حضرت فاطمه معصومه(س) بررسی دلایل کمبود پزشک و پرستار در «هشت درصد» مزایا و ظرفیتهای پرورش کرم ابریشم در ایران حضور تیم ملی ایران در ۲۰ رشته مسابقات جهانی مهارت بررسی ظرفیت‌ها و چالش‌های اقتصادی آذربایجان شرقی در «پایش» نقش استقامت در تحقق عدالت و زمینه‌سازی ظهور راه‌های غلبه بر موانع و افزایش استقامت بررسی موانع واگذاری زمین به مردم در برنامه «هشت درصد» نام نسخه ایرانی از زهپاد غنیمتی آمریکایی امشب اعلام می‌شود «سپیده» در شبکه یک؛ ایران را از چشم جهان ببینید تبیین مفهوم قرآنی استقامت استقامت؛ راه رسیدن به قله‌های تمدن اسلامی آسباد؛ روایت فرهنگ و زندگی مردم سیستان و بلوچستان در قاب شبکه یک «زنگ امید» با فصل دوم بازگشت؛ روایت درخشش استعدادهای دانش‌آموزان ایرانی مستند «جهان جدید» روایتی مسئله‌محور از تجربه چین در توسعه انرژی‌های پاک است «جریان فرهنگ» در شبکه یک؛ فرهنگ، تعلیم و تربیت، «فراراهبردی» برای جهت‌دهی به سایر راهبردها روایتی از جهش فناوری و راهکارهای مهار ناترازی انرژی در مستند «جهان جدید» جزئیات برگزاری دومین رویداد رسانه ای «جریان اقتصاد» توسط شبکه یک «ایرانِ جانِ قزوین» از آنتن شبکه یک نقشه راه جنگ اقتصادی در ویژه برنامه «جریان اقتصاد» شبکه یک سیما «آنک آن یتیم نظر کرده» با صدای محمدرضا سرشار روی آنتن شبکه یک «رکاب پیشرفت»؛ روایت پیشرفت‌های ایران از نگاه سه گردشگر دوچرخه سوار برگزاری رویداد «جریانِ کودتا» با محوریت بازخوانی ۷۳ سال دشمنی آمریکا با ایران معرفی بازیگران سریال کارآگاه علوی؛ از بهنام تشکر تا بهاره رهنما و سوگل طهماسبی سه سریال جدید در راه آنتن شبکه یک پخش سری جدید «توحید خانه» از شبکه یک لاله‌خیز؛ روایت انسان‌هایی که جنگ نتوانست ایستادگی‌شان را به زانو درآورد پخش مستند «ابوالعبد» از امشب در شبکه یک سیما «مکث» در فصل جدید؛ از سواحل بوشهر تا پیوندهای تاریخی در خلیج فارس «سلمان فارسی» یک پروژه فراملی و تمدنی است «اسباب زحمت» دوباره برمی‌گردد ! مجموعه دیدار، واکنشی سریع به یک رویداد‌ ملی «خون دلی که لعل شد» با صدای محمدرضا سرشار روی آنتن شبکه یک توقف موقت پخش سریال «سرخدار» از شبکه یک «دیدار» در قاب شبکه یک سیما/ هنرمندان در بدرقه آقای شهید ایران به پا خاستند

ارسال دیدگاه


ارسال

جهت مشاهده دیدگاه های کاربران کلیک نمایید

دیدگاه ها