مشاهده خبر

چهار شنبه 1 مهر 1405

مادر از ویژگی های فرزند شهیدش محمدمرصاد مومنی می گوید

مادر شهید محمد مرصاد مؤمنی طامه با حضور در برنامه «سیمای خانواده»، از ویژگی‌های اخلاقی و شخصیتی فرزند شهیدش، علاقه دیرینه او به شهادت و فعالیت‌های جهادی‌اش سخن گفت.

وی با اشاره به اینکه شهید مؤمنی طامه در آخرین روز جنگ دوازده‌روزه به شهادت رسید، از سال‌های فعالیت او در عرصه‌های مختلف اجتماعی و جهادی، از کمک به محرومان و حضور در مناطق آسیب‌دیده از سیل و زلزله تا خدمت در روزهای سخت شیوع کرونا، روایت کرد.

مادر این شهید همچنین از توجه ویژه فرزندش به حلال و حرام، صداقت، ساده‌زیستی و اشتیاق او برای رسیدن به مقام شهادت گفت و تأکید کرد که با وجود دلتنگی برای فرزندش، از رسیدن او به آرزوی دیرینه‌اش خرسند است.

مجری: آقا مرصاد متولد چه سالی بودند؟

مادر شهید: متولد سال ۱۳۷۳ بودند.

مجری: یعنی هنگام شهادت ۳۱ سال داشتند؟

مادر شهید: بله. ایشان در آخرین روز جنگ دوازده‌روزه به شهادت رسیدند.

مجری: در مورد فعالیت و محل کارشان توضیح می‌دهید؟

مادر شهید: محمد در رشته حقوق تحصیل کرده بود و در سازمان بسیج، در اتوبان بسیج، مشغول به کار بود. حدود پنج سال پاسدار بود و در بخش حقوقی فعالیت می‌کرد. استخدام رسمی بود و تا روزی که این اتفاق افتاد، در همان‌جا خدمت می‌کرد.

مجری: در کدام دانشگاه تحصیل کرده بود؟

مادر شهید: در دانشگاه تهران شرق در قیام‌دشت، که محل زندگی خودمان هم هست، درس خوانده بود.

مجری: یادداشتی که در ابتدای برنامه خوانده شد، نوشته استاد ایشان بود؟

مادر شهید: بله. آقای موسوی هم استادش و هم رئیس دانشگاه بودند و صمیمیت خاصی میان آن‌ها وجود داشت.

مجری: در بخشی از این یادداشت آمده است: «شرط ازدواجت، قبول بی‌قیدوشرط شهادتت بود. آن‌قدر شرط شهادت را در خواستگاری‌هایت مطرح کردی تا کسی در دنیا تو را نفهمید.» واقعاً در جلسات خواستگاری هم از ابتدا می‌گفت که عاشق شهادت است؟

مادر شهید: بله. وقتی برای خواستگاری می‌رفت، از همان ابتدا در این‌باره صحبت می‌کرد. پدرش حتی به او می‌گفت لازم نیست از همان ابتدا همه چیز را بگویی، چون ممکن است وصلت به نتیجه نرسد؛ اما محمد بسیار مقید بود که حتی چیزی را ناگفته نگذارد تا بعداً باعث ناراحتی کسی نشود.

در یکی از خواستگاری‌ها، مادر دخترخانم گفته بود: «کسی که می‌خواهد شهید شود، اصلاً چرا می‌خواهد ازدواج کند؟» ولی محمد از همان ابتدا صادقانه همه چیز را مطرح می‌کرد.

مجری: یعنی به دنبال همسری بود که بتواند همراه و هم‌قدم مسیر زندگی و آرمان‌هایش باشد؟

مادر شهید: بله. کسی که با این روحیه و هدف او همراه باشد یا حداقل بتواند این موضوع را بپذیرد. البته این اتفاق نیفتاد.

محمد در همه کارهایش خالص بود. این‌طور نبود که چیزی را پنهان کند تا ابتدا کارش پیش برود و بعد حقیقت را بگوید.

مجری: در محیط خانه هم همین روحیه را داشت؟

مادر شهید: بله. از کودکی احساس می‌کردم با بچه‌های دیگر متفاوت است.

مجری: چند فرزند دارید؟

مادر شهید: دو فرزند؛ یک دختر و یک پسر. محمد فرزند دوم و آخر من بود.

مجری: در یادداشت استادش به فعالیت‌های جهادی او نیز اشاره شده؛ از خانه‌سازی برای محرومان تا غسل دادن جان‌باختگان در روزهای ابتدایی شیوع کرونا.

مادر شهید: بله. محمد بسیار فعال بود. همیشه به او می‌گفتم اگر قرار بود برای این همه کاری که انجام می‌دهی مزد بگیری، شاید این‌قدر انرژی نداشتی!

هر جا کار جهادی بود، حضور داشت؛ از کمک به کودکان و آموزش آن‌ها گرفته تا اردوهای جهادی و خدمت در مناطق محروم.

در سیل گلستان حضور داشت، در زلزله غرب کشور کمک کرد و در زمینه آموزش کودکان نیز فعالیت می‌کرد. تا زمانی که توان داشت کار می‌کرد و خسته نمی‌شد.

مجری: در همان یادداشت آمده است: «آن‌قدر اهل دقت بودی که یک بار هم ندیدم حتی از چای دانشگاه بخوری تا مبادا حقی بر گردنت بماند.»

مادر شهید: واقعاً همین‌طور بود. نسبت به حلال و حرام بسیار حساس بود.

در جنگ دوازده‌روزه چهار شهید از محله ما داشتیم و همه اهالی قدیمی محل می‌گفتند محمد مرصاد ویژگی خاصی داشت. من هم از کودکی این تفاوت را در او احساس می‌کردم.

او عاشق شهادت بود و همیشه به من می‌گفت: «مادر، برایم دعا کن در جوانی شهید شوم.»

مجری: شما هم برای شهادتش دعا می‌کردید؟

مادر شهید: بله. هفته‌ای دو بار در جلسات روضه حسینیه محل شرکت می‌کردم و در میان گریه‌هایم از خدا می‌خواستم محمد را به آرزویش برساند.

اگر امروز گریه می‌کنم، فقط از دلتنگی است. در ته دلم خوشحالم که محمد به آرزویش رسید و به آرامش رسید.

احساس می‌کردم این دنیا برای او مثل یک قفس است. با این حال، اصلاً از زندگی و مردم فاصله نگرفته بود؛ عاشق زندگی، کار و کمک به دیگران بود و همه مسئولیت‌های روزمره‌اش را انجام می‌داد.

مجری: یعنی علاقه به شهادت باعث نشده بود از زندگی عادی فاصله بگیرد؟

مادر شهید: اصلاً. حتی در روزهای جنگ هم پیگیر زندگی و ازدواج بود. روز دوم یا سوم جنگ، زمانی که برای شهادت سردار حاجی‌زاده بسیار ناراحت بود، به من گفت: «مادر، کسی بهت زنگ نزده؟» من متوجه شدم منظورش معرفی موردی برای ازدواج است.

گفتم: «محمد، در این شرایط هم به فکر خواستگاری هستی؟» گفت: «مادر، شماره را از قبل گرفته بودند. جنگ ناگهانی شروع شد.»

او کسی نبود که به خاطر جنگ یا علاقه‌اش به شهادت، همه کارها را کنار بگذارد.

حتی شب آخر، یعنی شبی که فردای آن به شهادت رسید، به مسجد محل رفته بود و با نوجوانانی که دور خودش جمع کرده بود، برنامه مداحی داشت.

محمد سه روز مانده به محرم متولد شد و سه روز مانده به محرم هم به شهادت رسید.

مجری: چرا نام «محمد مرصاد» را برایش انتخاب کردید؟

مادر شهید: ما نام محمد را دوست داشتیم و پدرش نیز در سال ۱۳۶۷ در عملیات مرصاد حضور داشت. هر دو نام را دوست داشتیم و در نهایت نامش را محمد مرصاد گذاشتیم.

مجری: در پایان یادداشت استادش آمده است: «آن‌قدر متواضع، افتاده، صمیمی، زلال، پاک و بی‌ریا بودی که وقتی خبر شهادتت رسید، دوست و دشمن گفتند کمتر از شهادت حقش نبود.»

همان‌طور که شما هم گفتید، اشک امروز خانواده بیش از آنکه برای سرنوشت شهید باشد، از دلتنگی است.

مادر شهید: بله، دلتنگیم. گاهی دلمان تنگ می‌شود و گریه می‌کنیم؛ وگرنه امثال محمد مرصاد به آرزویشان رسیده‌اند و بهترین جایگاه را دارند. ان‌شاءالله شفیع ما باشند.

 

 

آخرین اخبار

از خاطرات کامیون داران تا رژه سنگین سواران جان‌فدا آشنایی با فعالیت ها و مراکز آستان مقدس حضرت عبدالعظیم حسنی (ع) مدیریت خواب و استفاده از فضای مجازی بچه ها در دوران مدرسه نقش صبر مادر در موفقیت اعضای خانواده بررسی ضرورت آموزش و انس با قرآن در دوران ابتدایی تفنگدار سابق آمریکایی، مهمان امشب برنامه «سپیده» شبکه یک مادر از ویژگی های فرزند شهیدش محمدمرصاد مومنی می گوید ضرورت ایجاد محیطی امن، بانشاط و انگیزه‌بخش برای دانش‌آموزان امنیت غذایی و تکالیف قانون برنامه هفتم پیشرفت معلمان «گردان معلمین منتقم» مهمان صبح بخیر ایران تعریف «معلم» از زبان معلمان دفتر خاطراتی که ناتمام ماند؛ روایت زندگی و شهادت آوین امیرکاشانی چگونه حضرت معصومه(س) را به زبان نسل امروز معرفی کنیم؟ ایران کمترین تصاویر را از جنگ میان آدمیان در گذشته دارد خادمین حرم امن حضرت فاطمه معصومه (س) به شبکه یک آمدند شناخت بیشتر شخصیت و جایگاه حضرت فاطمه معصومه(س) بررسی دلایل کمبود پزشک و پرستار در «هشت درصد» مزایا و ظرفیتهای پرورش کرم ابریشم در ایران حضور تیم ملی ایران در ۲۰ رشته مسابقات جهانی مهارت بررسی ظرفیت‌ها و چالش‌های اقتصادی آذربایجان شرقی در «پایش» نقش استقامت در تحقق عدالت و زمینه‌سازی ظهور راه‌های غلبه بر موانع و افزایش استقامت بررسی موانع واگذاری زمین به مردم در برنامه «هشت درصد» نام نسخه ایرانی از زهپاد غنیمتی آمریکایی امشب اعلام می‌شود «سپیده» در شبکه یک؛ ایران را از چشم جهان ببینید تبیین مفهوم قرآنی استقامت استقامت؛ راه رسیدن به قله‌های تمدن اسلامی آسباد؛ روایت فرهنگ و زندگی مردم سیستان و بلوچستان در قاب شبکه یک «زنگ امید» با فصل دوم بازگشت؛ روایت درخشش استعدادهای دانش‌آموزان ایرانی مستند «جهان جدید» روایتی مسئله‌محور از تجربه چین در توسعه انرژی‌های پاک است «جریان فرهنگ» در شبکه یک؛ فرهنگ، تعلیم و تربیت، «فراراهبردی» برای جهت‌دهی به سایر راهبردها روایتی از جهش فناوری و راهکارهای مهار ناترازی انرژی در مستند «جهان جدید» جزئیات برگزاری دومین رویداد رسانه ای «جریان اقتصاد» توسط شبکه یک «ایرانِ جانِ قزوین» از آنتن شبکه یک نقشه راه جنگ اقتصادی در ویژه برنامه «جریان اقتصاد» شبکه یک سیما «آنک آن یتیم نظر کرده» با صدای محمدرضا سرشار روی آنتن شبکه یک «رکاب پیشرفت»؛ روایت پیشرفت‌های ایران از نگاه سه گردشگر دوچرخه سوار برگزاری رویداد «جریانِ کودتا» با محوریت بازخوانی ۷۳ سال دشمنی آمریکا با ایران معرفی بازیگران سریال کارآگاه علوی؛ از بهنام تشکر تا بهاره رهنما و سوگل طهماسبی سه سریال جدید در راه آنتن شبکه یک پخش سری جدید «توحید خانه» از شبکه یک لاله‌خیز؛ روایت انسان‌هایی که جنگ نتوانست ایستادگی‌شان را به زانو درآورد پخش مستند «ابوالعبد» از امشب در شبکه یک سیما «مکث» در فصل جدید؛ از سواحل بوشهر تا پیوندهای تاریخی در خلیج فارس «سلمان فارسی» یک پروژه فراملی و تمدنی است «اسباب زحمت» دوباره برمی‌گردد ! مجموعه دیدار، واکنشی سریع به یک رویداد‌ ملی «خون دلی که لعل شد» با صدای محمدرضا سرشار روی آنتن شبکه یک توقف موقت پخش سریال «سرخدار» از شبکه یک «دیدار» در قاب شبکه یک سیما/ هنرمندان در بدرقه آقای شهید ایران به پا خاستند

ارسال دیدگاه


ارسال

جهت مشاهده دیدگاه های کاربران کلیک نمایید

دیدگاه ها