در ابتدای این گفتگو حجتالاسلام بابایی بعد از سلام و احوالپرسی و تسلیت به مناسبت شهادت حضرت معصومه (س) اظهارداشت: مرحوم علامه مصباح یزدی خاطره فوقالعادهای را نقل میکند. میگویند یکی از دوستان ما که از خدام حضرت معصومه است، میگفتند یک پیرمرد عالم، خیلی ساده، به تعبیر ایشان، یک روزی که باران زیادی در قم آمده بود و گل شده بود، وقتی زائرین میآمدند و کفشهایشان را میدادند، بخشی از گل کفششان روی پیشخوان کفشداری میریخت.
این پیرمرد عالم بزرگوار رفتند زیارت کردند، برگشتند، کفشهایشان را گرفتند و پوشیدند. دوباره برگشتند روی این پیشخوان، دستهایشان را زدند و کشیدند به صورتشان.
من در دلم گفتم چقدر ساده است؛ گل کفش زائر دیگر چیست که آدم تبرک بکند؟
این گذشت تا چند وقت بعد. من پیگیر شدم، چون میدیدم این عالم مرتب میآیند حرم. گفتم ایشان کیست؟ گفتند ایشان آیتاللهالعظمی بهجت است.
چرا این کار را میکرد؟ وقتی معرفت پیدا کردی به جایگاه این بانو، میگویی نهتنها زائر و نهتنها کفش زائر، بلکه آن خاک کفش زائر هم اینقدر قداست در پیشگاه الهی پیدا میکند که انسان بخواهد به آن تبرک بجوید.
این معرفت باعث میشود شخصیتی مثل مرحوم آیتاللهالعظمی مرعشی نجفی، شصت سال زائر اول حضرت معصومه باشند.
چرا میگوییم زائر اول؟ چون سالیان سال شبها در حرم را میبستند و یکی دو ساعت قبل اذان صبح باز میکردند. ایشان صبح میرفتند و میایستادند تا در باز شود و برای عرض ادب به وجود نازنین این بانوی کرامت بروند.
مجری:
خب حالا سؤال؛ چرا این بزرگان این نگاه را داشتند به وجود حضرت معصومه سلاماللهعلیها؟
حجتالاسلام بابایی:
برمیگردد به روایاتی که از چهار معصوم داریم پیرامون این شخصیت؛ امام صادق، امام کاظم، امام رضا و امام جواد. از شخصیت حضرت معصومه مطالبی گفتند که انسان حیرت میکند.
امام صادق روزی فرمودند که خدا حرمی دارد که اسمش مکه است. حرم یعنی آنجایی که حرمت صاحب حرم بیش از بقیه جاها باید پاس داشته بشود. پیامبر را حرمی است که آن مدینه است. امیرالمؤمنین را حرمی است که آن کوفه است. بعد فرمودند ما اهلبیت را حرمی است که آن قم است.
چرا حرم اهلبیت قم است؟ انگار در ادامه این روایت حضرت به علتش میپردازند. امام صادق فرمودند: «زود باشد که دختری از فرزندانم به نام فاطمه در آنجا دفن گردد که هر که او را زیارت کند، اهل بهشت است.»
بعد راوی میگوید زمانی که امام صادق این مطلب را فرمودند، هنوز حضرت موسی بن جعفر، یعنی پدر حضرت معصومه، به دنیا نیامده بود.
اسم این چیست؟ اسم این عظمت و جایگاه این بانو در عالم هستی است.
شما در بین امامزادگان فراوانی که داریم و بسیار واجبالتعظیم هستند، کمتر دارید، جز یک تعداد معدودی، که از لسان مبارک یک امام معصوم پیرامون آنها یک زیارتنامه وارد شده باشد. حضرت معصومه از آنها هستند.
وجود امام رضا به جناب اشعری گفتند که از ما نزد شما قبری... گفتند منظورتان فاطمه، دختر موسی بن جعفر؟ گفتند بله.
وقتی به نزد قبر او رفتی، به قبله بایست؛ سیوچهار بار «اللهاکبر»، سیوسه بار «سبحانالله»، سه بار «الحمدلله» و بعد بگو «السلام علی آدم صفوةالله» و این زیارتنامه که تمام فقراتش پیرامون شخصیت حضرت فاطمه معصومه است، کلی از معارف را دارد.
چرا آقای بهجت، چرا آقای مرعشی، چرا آقای بروجردی، چرا امام، چرا امام شهید، چرا این همه از بزرگان اینقدر عنایت داشتند به این بانو؟
خب، یک امامزاده است دیگر. میگوید نه، خیلی متفاوت است.
مجری:
دلیل تفاوتش چیست؟
حجتالاسلام بابایی:
دلیل تفاوتش این میزان از توجهی است که حضرات معصومین به این بانو داشتند.
مجری:
خب حالا سؤال دوم؛ چرا امام رضا، چرا امام صادق، چرا امام کاظم این توجه را به ایشان داشتند؟
حجتالاسلام بابایی:
خب ایشان امامزاده بودند. دلیلش این است؟ نه.
وجود نازنین حضرت فاطمه معصومه غیر از خودشان چندین خواهر و برادر دیگر دارند. همهشان هم امامزاده هستند، همهشان هم واجبالتعظیم. اما واقعاً در پیشگاه این بانوی طفل، دبستانی بیش نیستند. دلیلش چیست؟
دلیلش را شما بعد از تفحص در زیارتنامههای مربوط به امامزادگان میتوانید پیدا بکنید؛ آن جایگاهی که اینها به واسطه عبودیتالله پیدا کردند.
مثلاً در زیارت به وجود نازنین قمر بنیهاشم سلاماللهعلیه میگوییم: «السلام علیک ایها العبد الصالح المطیع لله و لرسوله و لامیرالمؤمنین».
اینها کسانی هستند که فارغ از آن نسب، آمدند یک جایگاهی را به نام عبودیت برای خودشان تعریف کردند و در آن عبودیت هم بالاترین درجات را تلاش کردند که به دست بیاورند.
حساب اینگونه نیست که اینها چه بخواهند و چه نخواهند امامزادهاند و ما باید برویم آنها را تکریم کنیم. نه، آمدند یک مسیری را پیش روی ما باز کردند.
توی این مسیر میگویند که شما اگر عبودیت پروردگار عالم را داشته باشید، خداوند یک دست گشایشگر به شما میدهد.
چقدر از کراماتی که از این بانو نقل شده، چقدر از کسانی که گرههای سنگین داشتند به محضر این بانو رفتند و گرهشان باز شده. خب چرا؟ چون امامزاده است؟ نه، لزوماً چون عبد صالح پروردگار است.
در عبودیت پروردگار، آن بخش مهمش کیفیت ارتباطی است که شما با واسطه پروردگار باید داشته باشید؛ یعنی با امام معصوم.
ببینید، این بانو چهار مرحله نسبت به وجود امام رضا داشتند.
مرحله اول «معرفت». هرچقدر معرفت انسان نسبت به امام فراتر رود، جایگاه او در آسمان و زمین هم بالاتر میرود.
اگر معرفت رفت بالا، مرحله دوم اتفاق میافتد: «محبت».
محبت انسان نسبت به کسی که شناخته بیشتر خواهد شد.
اگر کسی تصور میکند چند هزار کیلومتر راه را حضرت معصومه آمدند که از مدینه به مرو برسند چون دلشان تنگ شده بود برای برادرشان، معلوم میشود هنوز در مکتب اهلبیت خوب یاد نگرفته.
نه، این محبت ناظر به آن معرفت است. بحث خواهر و برادر نیست؛ بحث امام و مأموم است.
اگر محبت رفت بالا، وارد مرحله سوم میشویم: «تبعیت».
مرحله تبعیت یعنی چه؟ یعنی من میخواهم رنگ بگیرم از آن کسی که عاشق او هستم. این معشوق در زندگی من باید بیاید و یک جایگاهی داشته باشد.
شما در دوران امام رضا اگر میگشتید در کل عالم هستی، بهترین انسانها نسبت به حضرت رضا میشدند حضرت معصومه.
اگر مرحله سوم را کسی به درستی و به تمام انجام بدهد، وارد مرحله چهارم میشود.
مرحله چهارم چیست؟ «نصرت»؛ مرحله یاری کردن.
کم هستند کسانی زمانی که اسلام، قرآن، امام معصوم نیاز به کمک و یاری داشته باشد، بیایند وسط میدان.
اصلاً آمدن حضرت معصومه، این همه را با یک کاروانی از امامزادگان و شیعیان به سمت خراسان، برای چه بود؟ برای یاری امام بود.
برای چه؟ برای اینکه این امام شخصیتی است که مظلوم واقع شده و ما الان باید به یاری او بشتابیم.
خب این سفر ممکن است خطر داشته باشد. میگوید بله، ما متوجهش هستیم. این سفر ممکن است اسارت داشته باشد.
وقتی که رسیدند به نزدیک ساوه، یک جنگی بین این کاروان قلیل و کاروان بنیالعباس رقم خورد. تعدادی از امامزادگان و کسانی که همراه حضرت معصومه بودند به شهادت رسیدند.
بعضیها حتی قائلند که در همان سفر وجود نازنین ایشان را مسموم کردند. اصلاً دلیلی نداشت که ایشان قبل از سی سالگی، سنشان هنوز به سی سال نرسیده بود، چرا هفده روز بیشتر در قم نماندند و بعد از دنیا رفتند. میگویند ایشان را مسموم کردند و به شهادت رسیدند.
اگر ما جایگاه فاطمه معصومه سلاماللهعلیها را به عنوان یک شخصیتی میبینیم که دارای حرم است، یک جایگاه فوقالعادهای در پیشگاه الهی است. این صرفاً به امامزاده بودن ایشان برنمیگردد؛ به آن عبودیت و بندگی خدا برمیگردد.
امروز من، شما و همه بینندگان عزیز، هرچقدر تلاش بکنیم در مسیر بندگی خدا گام برداریم، اولین گرهگشاییها در زندگی خود ماست.
نمونه روشنش دویستوسیزده هزار شهید نازنینی است که در مثل امروزی که ابتدای هفته دفاع مقدس است، از مالشان، آبرویشان، جانشان، جوانیشان، آیندهشان، همسرشان و فرزند کوچکشان از همه اینها گذشتند و رفتند.
بعد امروز به تعبیر امام راحل عظیمالشأنمان، اینها مزارشان شده دارالشفای آزادگان عالم؛ یک جایی است که انسان برود آنجا و شفا بگیرد، کما اینکه خیلیها شفا گرفتند.