کارشناس برنامه: به نظر من، فهم این سؤال به این موضوع برمیگردد که ببینیم حرکت انقلاب اسلامی بر چه اساسی شکل گرفته است. همانگونه که امامان انقلاب ما، چه امام راحل عظیمالشأن، چه امام شهیدمان، رضواناللهعلیهما، و چه امام عزیز انقلاب، حفظهاللهتعالی، تأکید کردهاند، ما در حال ادامهدادن مسیر انبیا هستیم.
به نظرم بهتر است در ابتدای برنامه، آیه شریفه سوره حدید را با صدای زیبای شما تلاوت کنیم تا دلهایمان نورانی شود. من به آیه ۲۵ سوره حدید اشاره میکنم:
«لَقَدْ أَرْسَلْنَا رُسُلَنَا بِالْبَیِّنَاتِ وَأَنْزَلْنَا مَعَهُمُ الْکِتَابَ وَالْمِیزَانَ...»
این آیه شریفه مسیر انبیا را مشخص میکند. مسیر انبیا این است که انسان را رشد دهند. نقشه راه انسان، کتاب الهی است و انبیا معیارها و میزانها را در اختیار او قرار میدهند تا خود انسان حرکت کند و به قسط و عدالت برسد. در واقع، فاعل اصلی این حرکت، خود مردم هستند؛ همانطور که در آیه شریفه آمده است: «لِیَقُومَ النَّاسُ بِالْقِسْطِ».
در کنار این موضوع، خداوند میفرماید: «وَأَنْزَلْنَا الْحَدِیدَ»؛ یعنی قدرت نظامیای که برای دفاع از خود، حقیقت و جامعهمان به آن نیاز داریم. این قدرت همچنین به ما امکان میدهد منافعی را برای مردم تأمین کنیم. خداوند در این مسیر میخواهد مشخص شود چه کسی دین و پیامبران الهی را یاری میکند. این مسئله به معنای تمایز میان کسانی است که دچار تنبلی و ضعفاند و کسانی که در پیگیری مسیر انبیا جدیت دارند.
میخواهم عرض کنم که ما تعبیر «انسان دویستوپنجاهساله» را از امام شهیدمان به یادگار داریم. به نظر من، میتوان این مفهوم را گسترش داد؛ زیرا این حرکت از آغاز رسالت انبیا علیهمالسلام شروع شده است. هدف آن، رشد انسان و جامعه و رساندن آنها به سطحی بالاتر بوده است؛ مسیری که تا انقلاب اسلامی ما ادامه یافته است. انقلابی که قرار است راه و رسالت انبیا و ائمه علیهمالسلام را دنبال کند و این مسیر را به پیش ببرد.
برای این حرکت، پنج مرحله ترسیم شده است. از آغاز نهضت امام خمینی رضواناللهعلیه در سال ۱۳۴۱ تا پیروزی انقلاب در سال ۱۳۵۷، مرحله نخست، یعنی سرنگونی رژیم منحوس پهلوی، طی شد. مرحله دوم، ایجاد نظام اسلامی بود. پس از آن، نوبت به تشکیل دولت اسلامی میرسد؛ یعنی حاکمیت اسلامی و اسلامیشدن واقعی مسئولان و کارگزاران. سپس جامعه اسلامی شکل میگیرد و در نهایت، تمدن اسلامی محقق میشود.
این مسیر، یک نقشه و طرح مشخص است. اگر با طرح رهبران این حرکت آشنا نباشیم، نمیتوانیم کار را بهدرستی پیش ببریم.
در پاسخ به این پرسش که آیا پیروی از این مسیر یک ضرورت است یا انتخاب، عرض میکنم که امامان جامعه ما، بزرگوارانی که خداوند توفیق داد در زمان آنان زندگی کنیم و رشد یابیم، با نگاه الهیاتی خود و با بهرهگیری از قرآن کریم، روایات اهلبیت علیهمالسلام و سیره انبیا و اهلبیت، این مسیر را ترسیم کردهاند. در کنار این میراث، تلاشهای زعمای شیعه در طول هزار سال گذشته نیز قرار دارد؛ تلاشی که به تعبیر امام شهید رضواناللهعلیه، آبروی هزارساله روحانیت را به همراه داشت و سرانجام به پیروزی انقلاب اسلامی در مرحله نخست انجامید.
برای نزدیکشدن به امام جامعه و تکمیل این مسیر، باید از سه جهت به موضوع نگاه کنیم.
نخست اینکه امام جامعه، معارف وحیانی را در اختیار دارد و در کنار آنها از نظرات کارشناسی نیز استفاده میکند. ایشان شخصیتی است که به بالاترین سطح از جایگاه رهبری رسیده و از سوی مردم و نمایندگان آنان در مجلس خبرگان مورد پذیرش قرار گرفته است. چنین شخصیتی مانند دیدهبانی است که مسیر حرکت جامعه را رصد میکند، کندی و سرعت حرکت را میسنجد، انحرافها را تشخیص میدهد و برای جلوگیری از آنها اقدام میکند.
برای اینکه ما نیز بتوانیم آن طرح را تکمیل کنیم، باید سه اتفاق در وجودمان رخ دهد.
نخست، همافقی ذهنی و معرفتی با امام جامعه است.
بزرگواری نقل میکرد که شهید نصرالله رضواناللهعلیه میفرمودند هر پیام و سخن امام را یک بار میخوانم، به زبان فارسی گوش میدهم و دوباره ترجمه آن را بررسی میکنم. بارها تلاش میکنم با عبارتهای ایشان مأنوس شوم و مأموریتهای خودم و نیروهای تحت امرم را از آن استخراج کنم.
بزرگان انقلاب نیز چنین رویکردی داشتند. شهید سلیمانی رضواناللهعلیه، شهید صیاد شیرازی و دیگر شهدای گرانقدر ما در عرصههای مختلف جهاد، اعم از جهاد نظامی، فرهنگی و علمی، تلاش میکردند خود را با اندیشه ولیّ جامعه همافق کنند.
دوم، نزدیکی قلبی به امام جامعه است.
شهید سلیمانی در سخنی ماندگار، نکتهای بیان میکنند که من بارها به دوستان گفتهام. به نظر من، مجاهدت ایشان موجب شد خداوند پاداش و لطف ویژه خود را به ایشان نشان دهد. سپس آن سخن حکیمانه را بیان میکنند که به خدا سوگند، به خدا سوگند، به خدا سوگند، یکی از مهمترین عوامل عاقبتبهخیری ما، رابطه قلبی و دلی با این حکیمی است که سکان انقلاب را در دست گرفته است.
شما دیدید که در آن شب تاریخی، نوزدهم ماه رمضان سال گذشته، خداوند چگونه این هدیه را به دلهای مردم ایران عطا کرد و محبت امام عزیزمان را در دل آنان قرار داد. همان شعاری که مردم در خیابانها سر دادند، یعنی «لطف خدا عیان شد، خامنهای جوان شد»، تحقق پیدا کرد.
این مسیر باید ادامه یابد. دو عنصر نخست، یعنی همافقی ذهنی و معرفتی و سپس پیوند قلبی، زمینهساز عنصر سوم هستند.
سوم، همافقی در عمل است.
یعنی رفتار و عمل ما نیز باید در همان مسیر قرار بگیرد. یکی از دلایل مهمی که ملت ما در این مقطع به میدان آمد و حرکتی گسترده از خود نشان داد، همین مسئله بود. مردم از نظر فکری به افق اندیشه امام نزدیک شدند، محبت ایشان را در دل خود یافتند و به این باور رسیدند که ایشان از اولیای الهی و نایب امام زمان علیهالسلام هستند. در مرحله بعد، رفتار و عمل مردم نیز در همان راستا قرار گرفت.
در این دویستوچند روزی که از شهادت امام شهیدمان گذشته است، مشاهده میکنیم که هر جا نیاز بوده، مردم حضور یافتهاند. این حضور نتیجه همان همافقی ذهنی، پیوند قلبی و هماهنگی عملی است.
چندی پیش، به اقتضای وظیفهای که دارم، به یکی از روستاهای اطراف تهران رفتم تا به مردم و همچنین جوانان، بزرگسالان و نوجوانانی که در شبکه تربیتی صالحین فعالیت میکنند، عرض ادب کنم.
باورکردنی نبود؛ جمعیت آن روستا شاید حدود صد نفر بود، اما به گفته خودشان، پس از حوادث و حملهای که به کشور عزیزمان صورت گرفت، گروه جهادی همان روستا بهتنهایی در یکی از مناطق تهران به هزار و دویست خانه رسیدگی کرده بود. این نمونه نشان میدهد که وقتی آن سه عنصر در کنار یکدیگر قرار میگیرند، چه نتایج ارزشمندی حاصل میشود.
به نظر من، هر اندازه بتوانیم از این سه جهت به امام جامعه نزدیکتر شویم، کنش و رفتار ما نیز در همان مسیر قرار خواهد گرفت. اگر این همافقیهای ذهنی، پیوندهای قلبی و رفتارهای هماهنگ در جامعه گسترش پیدا کند، انشاءالله شاهد اتفاقات بزرگتری خواهیم بود.
نکته دیگری که رهبر معظم انقلاب درباره تواناییها و هنرهای امام شهیدمان بیان فرمودند، این بود که یکی از هنرهای ایشان، تربیت اجتماع بود.
یکی از دغدغههای امام راحل و امام شهیدمان این بود که سطح آگاهی و بینش مردم را به جایی برسانند که در مقطعی حساس، همین امت بتواند بار مسئولیت امامت و رهبری را بر دوش بگیرد. مردم در زمانی که هنوز امام عزیزمان معرفی نشده بودند، در این مسیر نقشآفرینی کردند.
در اینجا لازم است به شما و همه همراهان و همفکرانتان خداقوت بگویم. شما بزرگواران در مجلس خبرگان رهبری، با بصیرت دست به انتخابی زدید که امروز آثار آن را مشاهده میکنیم. از طرف خودم و به نمایندگی از بینندگان عزیز، از شما تشکر میکنم.
در آن شب خاص، مانند دیگر مردم، مؤمنان و نیروهای مختلف، همه به میدان آمدند و آماده فداکاری بودند؛ از عزیزانی که در پای لانچرها حضور داشتند و نیروهای امنیتی گرفته تا نیروهای خدماتی، آتشنشانی، هلالاحمر و گروههای امدادی. حتی کارکنان شرکت برق، شهرداریها و کادر درمان نیز در میدان حاضر شدند و مسئولیت خود را انجام دادند.
اعضای مجلس خبرگان نیز در آن شب با احساس مسئولیت و برای برآوردهشدن نیاز جامعه به حضور و انسجام اجتماعی، به میدان آمدند. خداوند به این بزرگواران خیر بدهد؛ آنان مایه آبرو و چشموچراغ ما هستند.
این یکی از جلوههای مهم همراهی و مسئولیتپذیری اجتماعی است.
اگر بخواهم در این بخش جمعبندی کنم، باید بگویم که لازم است آثار و اندیشههای امامان انقلاب را مطالعه کنیم. از امام شهیدمان شنیدیم که یک اعلامیه امام راحل میتوانست خون تازهای در رگهای جامعه جاری کند. این مسئله بهویژه در دوره چهاردهساله غربت مبارزان انقلاب اهمیت داشت.
امروز در دورهای بسیار پراهمیت و باشکوه قرار داریم. ملت ما در جهان عزیز است و الحمدلله، به برکت تلاشهای جهادی نیروهای عزیزمان، شاهد دستاوردهای ارزشمندی هستیم. بااینحال، در کنار این پیشرفتها، مشاهده میکنیم که یک پیام از سوی امام عزیزمان میتواند چه حرکت بزرگی ایجاد کند.
برای نمونه، به پیام اخیر ایشان درباره نماز که به اجلاس سراسری نماز صادر فرمودند، توجه کنید. ایشان پیروزیها و فتوحات را به نماز مرتبط کردند. این موضوع بسیار مهم است.
در آیه ۴۱ سوره حج آمده است:
«الَّذِینَ إِنْ مَکَّنَّاهُمْ فِی الْأَرْضِ أَقَامُوا الصَّلَاةَ».
یکی از نخستین ثمرات حکومت صالحان این است که ارتباط مردم با خداوند را تنظیم و تقویت میکند.
رهبر معظم انقلاب ویژگیهایی از نماز را بیان فرمودند و تأکید کردند که هویت و اقتضای جامعه اسلامی و رهبر جامعه اسلامی این است که از نماز حمایت کند و بر آن تأکید داشته باشد. نماز اکسیر قدرتآفرین و پشتوانهای ارزشمند است؛ ذخیرهای برای جامعه به شمار میرود.
ایشان نماز را چشمه جوشان عشق، امید، مهربانی و آرامش توصیف کردند. این تأکید رهبر سیاسی و دینی جامعه بر نماز، نشاندهنده اهمیت ویژه این فریضه در زندگی فردی و اجتماعی است.
همچنین بر نقش ویژه نماز در جهاد، فتح و پیروزی در میدانهای مبارزه، بهخصوص در شرایط کنونی، تأکید فرمودند.
نماز بسیار مهم است؛ زیرا جامعه را در سطح بالاتری از ارتباط با خداوند قرار میدهد و نیرویی را که خداوند به دل مؤمن میبخشد، تقویت میکند.
در طول تاریخ، همواره میان تعداد نیروهای ما و امکاناتی که در اختیار داشتهایم با امکانات جبهه کفر فاصلهای وجود داشته است. چه عاملی این فاصله را جبران میکرد؟ معنویت، ایمان به خدا و جهاد فیسبیلالله این فاصله را پر میکردند.
اگر به مبارزان ما در عرصههای مختلف، از جهاد علمی و فرهنگی گرفته تا جهاد نظامی، نگاه کنیم، میبینیم کسانی که ارتباط بیشتری با نماز دارند، معمولاً نتایج بهتری نیز به دست میآورند.
شهید سلیمانی و شهید رئیسی را در نظر بگیرید. همچنین شهدای گرانقدری را که در یک سال اخیر تقدیم انقلاب و اسلام شدهاند، بررسی کنید. مشاهده میکنید که بسیاری از آنان اهل عبادتهای شبانه بودند و هنگامی که زمان نماز فرامیرسید، هیچ کاری را بر آن مقدم نمیکردند. دلهایشان در نماز با خداوند بود.
این همان مسیری است که ائمه علیهمالسلام برای ما روشن کردهاند و خود نیز بر اساس آن زندگی میکردند.
به نماز حضرت زهرا سلاماللهعلیها توجه کنید؛ همچنین نماز امام صادق علیهالسلام، امام سجاد علیهالسلام و رسول خدا صلیاللهعلیهوآلهوسلم را در نظر بگیرید. اهمیت نماز در سیره این بزرگواران بسیار شگفتانگیز است.
نماز صرفاً یک عمل فردی نیست، بلکه در پیشرفت جامعه، تحقق فتوحات و دستیابی به اهداف بزرگ اجتماعی نیز نقش دارد. انشاءالله باید به قلهای برسیم که بازدارندگی پایدار برای کشورمان ایجاد شود و بتوانیم انتقام خون شهدایمان و خون امام شهیدمان را بگیریم و درسی به جبهه کفر بدهیم تا دیگر مرتکب چنین جنایتهایی نشود.
یکی از عناصر مهم تحقق این هدف، نماز و ارتباط با خداوند است.
زنده باشید، جناب استاد. سپاسگزارم.
در پایان، به آیه ۲۵ سوره حدید اشاره شد که میفرماید:
«لِیَقُومَ النَّاسُ بِالْقِسْطِ».
شما ملت بصیر و صبور ایران، ترجمان این آیه کریمه هستید؛ چراکه در نهایت، این مردم و ملت غیور هستند که کار را به سرانجام میرسانند.